احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٦ - روابط سادات و غير سادات
خود را (كه لباس كافرانه بود) ترك كرد و لباس پادشاهان اسلامى ميپوشيد.
صنعت شال بافى كشمير رو به انحطاط بود و طبق فرمايش سيد سلطان شهاب الدين و سپس قطب الدين اين صنعت را احياء و صناعان را تشويق نمودند- بسيارى از كارهاى رفاهى (مثلا بناى چاهها و مدارس و خانقاهها و راهها و غيره) تحت راهبرى على همدانى انجام شد[١].
على همدانى براى كسب اكل حلال بكلاه بافى اشتغال ميورزيد و مىگويند اين كار را از روى كرامت ياد گرفته بود. روزى يكى از كلاههاى بافته خود را به سلطان قطب الدين اعطاء كرد و قطب الدين ابن كلاه را زير تاج خود ميپوشيد و جانشينان او هم اين تبرك را كماكان نگاه ميداشتند. زياده از صد و چهل سال اين كلاه على همدانى بعنوان تبرك نگهدارى و زير تاج پادشاهان پوشيده ميشد ولى سلطان فتح شاه (م ٩٢٥ ه) وصيت كرد كه اين كلاه متبرك را با نعش او دفن كنند تا بوسيله ميامن آن شدايد عالم برزخ و حشر بر وى آسان گردد[٢] و اين وصيت عملى گرديد. يكى از بزرگان بنام مولانا محمد آنى اين عمل را براى سلطنت سلسله «شاهميرى» بفال بد تلقى كرد و گفت:
«دولت و سلطنت از خاندان شمس الدين منتقل بسلسله ديگر شود» و همانطور شد[٣] مىگويند از بدو دفن كلاه سيد سلاله شاهميرى رو به انحطاط و در سال ٩٦٢ ه (٣٧ سال بعد) مردى بنام «غازى چك» بروى كار آمد و بخاتمه دادن سلسله شاهميرى، سلسله «چك» را تشكيل داد. اين سلسله فقط ٢٣ سال (تا ٩٩٤) ادامه يافت و بوسيله اكبر شاه بزرگ از امپراتوران تيمورى شبه قاره (٩٦٣- ١٠١٤ ه) خاتمه پذيرفت.
روابط سادات و غير سادات
در شبه قاره هند و پاكستان اكنون هم سادات و غير سادات بالعموم روابط خويشاندى درست نميكنند، ولى على همدانى در ناحيه كشمير اين روابط
[١] - كشير ١، ص ٩٤، ج ٢، ص ٥٦٣.
[٢] - ايضا تاريخ حسن ٢، ص ١٧٦.
[٣] - تاريخ كشمير( خطى) تاليف نار اين كول، برگ ١٠٠.