احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٥ - سلاطين كشمير
انتظار ميكشيد كه جنگ مذكور كى پايان مىيابد و سلطان شهاب الدين برمىگردد؟ ناچار خود سيد در جايگاه جنگ رسيد و از نفوذ خود استفاده كرده آن آتش كينه را خاموش گرداند[١]. بنابر پيشنهاد سيد سلطان فيروز شاه تغلق قبول كرد تا حدود وى هند مزبور همه نواحى را در اختيار سلطان شهاب الدين بگذارد و هر دو پادشاه آن ناحيه را بعنوان مرز قبول كردند.
سيد برهمين آشتى موقتى اكتفا نكرد بلكه تحت حكمت عملى خود بين هر دو پادشاه متخاصم روابط خويشاوندى درست گردانيد: سه دختر فيروز شاه تغلق را به ترتيب بنامزدى سلطان قطب الدين (وليعهد سلطان شهاب الدين) و حسن خان (پسر سلطان شهاب الدين) و سيد[٢] حسن بهادر سمنانى (پسر مير سيد تاج الدين بيهقى سمنانى) درآورد و چندين روز بعد ازدواجها عملى شد[٣].
على همدانى بعد از اطفاى نايره فتنه جنگ، به كشمير برگشت. او مبلغان و واعظان را دستوراتى داد. سلطان شهاب الدين و عمال سلطنت را پند و اندرز داد و او را وادار كرد كه مدارس و خانقاهها را بنا كند و در ترفيه مردم بكوشد. سپس او براى حج عازم بيت اللّه شريف گرديد. از اين به بعد او زياده از شش سال در جهان گردى و تبليغ دين در نقاط همجوار مشغول بوده است.
على همدانى در سال ٧٨١ ه يعنى در دوره سلطنت سلطان قطب الدين دوباره به كشمير آمد. سلطان قطب الدين و مادر او[٤] هر روز از محضر سيد استفاده ميكردند و در مجلس وعظ و ارشاد او شركت ميجستند. ميگويند اين سلطان و بقول بعضى برادرش شهاب الدين بربناى اشتباه دو خواهر حقيقى را در حباله ازدواج خود درآورده بود و اين عمل (اجتماع اختين) خلاف شرع اسلام است.
على همدانى به سختى اين عمل را غير اسلامى تلقى كرد و سلطان يكى از دو زن خود را طلاق داد. بنا بر دستور سيد سلطان قطب الدين لباس خانوادگى
[١] - كشير ١، ص ٨٤ تا ٩٢.
[٢] - امير عساكر سلطان شهاب الدين بود.
[٣] - تاريخ حسن، ج ٢، ص ١٧١- ١٧٢.
[٤] - اسمش بىبى حورا و اين زن باسواد در امور سياسى و نظامى دخيل بوده است.
كشير ٣، ٣٨٧.