احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٩٨ - ترويج فتوت بوسيله بعضى از خلفاء و پادشاهان اسلام
و هند) كه شيخ مبارك نام داشته نيز باين سلسله منسوب بوده و شيخ محمد غوث گوالبارى شطارى (م ١٥٦٢ م) نيز يكى ديگر از بزرگان معروف اين سلسله مىباشد[١] پس گروه شطاريه (در تصوف) و شطاران (كه در كنار فتيان و عياران ياد مىشوند) دو مسلك جداگانه دارند و براى تميز اين دو اصطلاح اين تذكر ضرورى بود.
ترويج فتوت بوسيله بعضى از خلفاء و پادشاهان اسلام
در قرن ششم فتوت بصورت يك مسلك و عامل اجتماعى جدى درآمده بود و بهمين علت پادشاهان و خلفاء متوجه آن گرديده و كموبيش بدان گرويدند و آداب و رسوم و تشريفات آن را بطور مشخص مورد اجرا قرار دادند البته پيش از اين تاريخ نيز كارهاى جوانمردانهاى از بعضى از حكام و فرمانروايان مسلمان مانند ديگر طبقات مردم صادر مىشد، اما تا اين هنگام كسى از آنان به صورت رسمى وابسته به مسلك فتوت نبود و آنچه وجود داشت فقط روح جوانمردى بود كه بعضا بر آنان حكومت مىكرد و از اعمال و اقوال ايشان ظاهر مىگرديد مثلا گفتار زير از شمس المعالى قابوس كه در مقام مخالفت با تسليم فخر الدوله ديلمى به سرداران او گفته، چه قدر جوانمردانه است:
«شمس المعالى جواب داد كه در شريعت مروت[٢] و دين حفاظ فتوت، نقض عهود و اخفار حق وفود حرام است و كدام عار از اين شنيعتر كه چنين پادشاه زادهاى بجائى پناهند و از آنجا توقع وفا و حفاظ دارد و آنگاه جفا بيند و باو غدر كنند و بحطام دنيوى بفروشند و در حفظ جان و صيانت جاه او بجان نكوشند[٣].
همچنين اسامه ابو المظفر شامى، كه از امراى برجسته سوريه بود (م ٥٨٤ ه) و معاصر معروف او سلطان صلاح الدين ايوبى (٥٦٤- ٥٨٩ ه) هردو از فتيان و جوانمردان بودند. موفقيتهاى شايان صلاح الدين و سپس
[١] - رود كوثر( اردو)، ص ٣٤- ٣٣.
[٢] - در تعريف مروت ابن المعمار مىنويسد:« هى صفة باطنة و الفتوة صفة ظاهرة من فعل الخير و الكف عن الشر» كتاب الفتوة، ص ١٤٩.
[٣] - ترجمه تاريخ يمينى چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص ٤٩.