احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٩٠ - آفرينش آدمى از دو جوهر
بنده بيشتر از مضرت معصيت بود و بسا معصيت كه فايده آن در حق رونده بيشتر از فايده طاعت بود و اين معنى نزد ارباب قلوب مقرر است كه هر طاعت كه آن سبب عجب و غرور بنده گردد عين معصيت است و هر معصيت كه آن طالب را در مقام اعتراف و استكانت و عذر كشد آن در حقيقت طاعتى مفيد است.
[آفرينش آدمى از دو جوهر]
اى عزيز بدانك حق جل و علا آدمى را از دو جوهر مختلف آفريده است جوهرى لطيف نورانى كه آنرا روح خوانند و جوهرى كثيف ظلمانى كه آنرا جسم گويند و هرجوهرى را ازين دو جوهر غذايى و صحتى و مرضى است و هر مرضى را دوايى خاص است چنانك غذاى بدن نان و آب است غذاى دل و روح ذكر و محبت و معرفت حق است و علامت مرض هر جوهرى ازين جواهر روحانى و جسمانى آنست كه غذاى معتاد منافى طبع او گردد.
نشان بيمارى تن آنست كه بسبب مواد فاسده از غذا متنفر شود و رغبت طعام در وى نماند همچنين نشان بيمارى دل آنست كه بواسطه شواغل دنيوى و لذات نفسانى و مألوفات جسمانى از لذت حلاوت ذكر و ذوق اسرار معرفت و محبت حق محروم ماند و با ذكر حق انس نگيرد و اگر طاعتى كند يا نام حق بر زبان راند از سر رسم و عادت باشد و از انوار روح و صفاء مناجات حضرت صمديت كه از بوادى كرم بجانهاء مخصوصان عنايت ازلى كه مقربان و صديقاناند ميرسد هيچ بهره نيابد و چنانك بيمارى تن را اسبابيست و دفع هر سببى را از آن اسباب دوايى خاص است كه آثار طبايع و خواص آنرا جز طبيبان حاذق ندانند همچنين بيماريهاى دل و روح را اسبابيست و دفع هر سببى را از آن اسباب دوايى است روحانى از انواع طاعات و اصناف اذكار و عبادات كه حقيقت آن جز حكماء دين كه انبيا و اوليا و مشايخ طريقت و علماء ديناند