احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٩٣ - ضرورت پير طريقت
بنسمات اسرار توحيد مروح گشته تا هر لحظه تخم لطايف نصايح در مزرعه دل طالب مىاندازد و هر روز آن تخم را بآب دقايق آداب تسقيه ميدهد تا بواسطه حسن رعايت و قبول نصيحت و تأييد عنايت حضرت صمديت اعمال صالحه و افعال مرضيه طالب، مثمر احوال شريفه و منتج مقامات سنيه گردد و رياحين و ازهار واردات غيبى در بستان دل مريد دميدن گيرد و باطن طالب صادق بانوار روح و صفا و اسرار محبت و وفا منور و مصفا گردد و نشان بىدولتى و ادبار مريد آنست كه سايق خذلان حضرت ايزدى ويرا بمدبرى از راهزنان راه دين بند گرداند تا هر روز بتقليدات رسمى بند بر بند او مىافزايد و بتسويلات باطله و مزخرفات فاسده راه حق برو مسدود گرداند و خار بدعت و ضلالت در راه او نهد و تخم دناءت همت و خساست نكدى در دل او مىاندازد و باطن او را بنجاست حرص و حسد ملوث مىگرداند و ليس الخبر كالمعاينة.
نظر در حال پيران و مريدان روزگار كن تا بينى كه چگونه شياطين دكان تلبيس و مكر نام سلاطين فقر برخود بستهاند و اشقيا جامه اوليا پوشيده و مردودان برنگ مقبولان برآمده و غولان راه دين خود را بصورت ارباب يقين ظاهر كرده شعار ايشان زندقه و الحاد دثار ايشان خديعه و فساد وجد و حالت ايشان رقص و بازى آداب صحبت ايشان بدعت و بىنمازى زينت مجلس ايشان مناقشه و جنگ. اسرار خلوت ايشان خباثت و بنگ مفاخرت ايشان بتحصيل حرام و گدايى مباهات ايشان بوقاحت و بىحيايى و جمعى از جهال عام كالانعام بعشوه و تلبيسات اين قوم ضال مضل فريفته شدند و ترهات مزوران مخذولان را معاون دواعى نفس و هوى ساختند و اباحت و كفر را طريقت فقر نام كردند و از حقايق احكام دين و اسلام بيگانه شدند و بر پى اين گمراهان در تيه ضلالت گمراه گشتند و حضرت صمديت جل و علا در مجمع قيامت حكام و قضاة و ائمه اسلام را از تقصير و تساهل دفع اين فساد خواهد پرسيد زيرا كه