احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٠٣ - «اخيت» و رابطه آن با فتوت
را برگزيد تا بدعملىها و خرابكارىهائى را كه انجام مىگيرد بوى اعلام دارند. همچنين به فتيان دستور داد تا براى تيراندازى در جنگها خود را آماده نمايند. و اين بود كه تربيت يافتگان فتوت ناصرى، وارد جنگهاى صليبى هم شدند.
تا سال ٦٢٢ ه ق كه سال در گذشت خليفه الناصر مىباشد فتوت در سراسر كشورهاى اسلامى بعنوان مذهب مختار درآمده بود و دستههاى مردم بخشنده و كارساز و دستگير و فداكار، در همهجا ديده مىشدند چنانكه فعاليتهاى اسامه ابو المظفر امير شامى و صلاح الدين ايوبى احتياج به معرفى ندارد.
جانشينان خليفه الناصر هم بتوسعه نظام فتوت مىپرداختند فرزند وى محمد الظاهر باللّه در سالهاى ٦٢٢ و ٦٢٣ ه خلافتى بس كوتاهمدت داشت و پس از او پسرش منصور ملقب به المستنصر باللّه (بانى مدارس مستنصريه) بروى كار آمد و لباسهاى فتوت ناصرى را براى سلطان جلال الدين منكوبرنى و نور الدين ارسلان شاه زنگى شهر زورى فرستاد كه ايشان نيز آن را در بر كرده اند. در همين اوان شيخ شهاب الدين سهروردى (م ٦٣٢ ه) دو فتوت نامه انشاء و املاء نمود كه در آنها از فتوت اخلاقى صحبت داشت و فتيان را از حمل اسلحه و غارتگرى منع نمود.[١] همچنين شيخ سعدى شيرازى كه در آن موقع در بغداد نزد عبد الرحمن ابن جوزى (ابن جوزى دوم م ٦٣٦ ه) درس مىخوانده، در اشعار خود كرارا از فتوت ياد مىكند كه ذكر آنها خواهد آمد.
در سال ٦٥٦ ه بساط خلافت عباسى بدست هلاكو خان مغول برچيده شد و تشكيلات فتوت هم از بين رفت، ولى خلفاى فاطمى مصر و بازماندگان خلفاى عباسى باز به ترويج و توسعه آن مىپرداختند و تا قرن بعدى فعاليتهاى فتيان عرب مصر، در فتوت نامهها مذكور افتاده است و القلقشندى هم در مجلد يازدهم «الصبح الاعشى» در پيرامون تشكيلات فتيان اشاراتى دارد.
«اخيت» و رابطه آن با فتوت
اخ به معنى برادر است و اخى (برادر من) را به عنوان معادلى براى فتى و
[١] - رسايل جوانمردان، ص ١٥٨.