احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٩٣ - عيارى و شطارى
دولت خلافت عباسى دليرتر شدند و وقتى كه جنگ امين و مأمون (پسران هارون الرشيد) آغاز شد اينان در بغداد بصورت حامى و ناجى مظلومان خود را آشكار كردند ولى چندين بار هم خود به مردم هجوم آوردند و باعث ناامنى و ناراحتى شديد گرديدند و ما اينگونه فعاليتهاى آنان را در الكامل ابن اثير در لابلاى گزارشهاى مربوط به حوادث خونين كرارا مشاهده مىنمائيم.[١]
كار شطاران از كار عياران زياد ممتاز و متفاوت نبوده است البته هردو گروه از نظر تشكيلات و لباسها و مراكز و غيره جدائىهائى داشتهاند. هردو گروه كاملا مقيد به قوانين شرع نبودند و بعضى مواقع جنگ را نه براى مقاصد جوانمردانه به راه مىانداختند و از نظر جنسى آلودگىهائى داشته در دزدى و زشت كارىهاى متعدد هم خود را آزاد مىشمردند با اينكه بعضا درباره عياران گفتهاند كه «عياران و فتيان حد وسطى بين حق و ناحق نمىشناختند از حق بجان و بمال دفاع مىكردند و با ناحق بىرحمانه و با خشونت تمام مىجنگيدند»[٢] اما تمام ايشان به اين اندازه طرفدار حق نبودند چنانكه اگر درباره شطاران مىنويسند كه ايشان غارتگرى و راهزنى را گناه نمىدانستند و آن را نوعى زرنگى مىشمردند[٣] اين را هم بايد دانست كه غالب شطاران به اموال ثروتمندان مىتاختند (خاصه باموال آنانكه مشهور به بخل و عدم اداى زكوة بودند) و از حاصل غارت و چپاول خود به مستحقان و بىپولان هم بهرهاى ميدادند و در اظهار اين كار هم عارى نداشتهاند. داستان مرد جوانمردى كه در سفرنامه ابن بطوطه آمده، مربوط به اين گروه از شطاران است. ابن بطوطه در ضمن ذكر مردى از جزيره هرمز (بنام «جمال صعلوك سجستانى») مينويسد كه آن مرد گروهى انبوه سوار از عرب و عجم گرد خود جمع كرده و به راهزنى مىپرداخت و در عوض خانقاهها بنا ميكرد و از پول غارتها كه بدست ميآورد خرج غذا و طعام مسافرين را ميداد مشهور بود كه جمال هميشه دعا ميكرد كه خداوند
[١] ( ١ و ٣)- تاريخ تمدن اسلام از جرجى زيدان ترجمه فارسى از جواهر كلام، ج ٥، ص ٦١، به بعد.
[٢] - نقش پهلوانى و نهضت عيارى ...، ص ١٢٣.
[٣] ( ١ و ٣)- تاريخ تمدن اسلام از جرجى زيدان ترجمه فارسى از جواهر كلام، ج ٥، ص ٦١، به بعد.