احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٩٨ - خواص نوع انسان دو طايفهاند
نقاب غيرت از طلعت شهود جز در مقابل جمال محبوب نگشايد و فتوح اين دولت وقتى دست دهد كه طالب خط تبرا بحروف مرادات دركشد:
|
تا باديه درد بپايان نبرى |
از هيچ طرف راه بدرمان نبرى |
|
|
تا برسر نام و كام گامى نزنى |
بوئى ز نسيم وصل جانان نبرى |
|
هركرا اين سعادت روى نمود ابواب مواهب غيبى بروى گشود و از بيم و اميد اقبال و ادبار دنيا و آخرت آسود و اگر كسى را اين سعادت دست ندهد بارى از بركات ايمان بحقيقت اين معنى بايد كه خود را محروم نگرداند و محقق داند كه حضرت صمديت را عز شانه در روى زمين بندگاناند كه قواعد خطه دين باقدام صدق ايشان معمور و سر آدم و آدميت بجمال احوال ايشان مسرور است. سلاطين عرصه ولايت و اساطين بارگاه عنايتاند كه هماء همت ايشان جز بر قله قاف قرب ننشيند و عنقاء دولت ايشان جز بر سده كبريا قرار نگيرد شاه بازان عالم وحدتاند كه اكسير همت ايشان مس بيگانگى مردودان باديه جهالت را ارزير صفوت سازد پاك بازان جناب حضرتاند كه انفاس همايون ايشان مخذولان تيه ضلالت و جفا را ببساط قبول و وفا آرد شوامخ جبال، طاقت بار همت اين رجال ندارد بلكه سطوت يد همت مردان دين تحت عرش را در اهتراز آرد چنانك حضرت رسالت عليه افضل الصلوة فرمود كه اهتز العرش بموت سعد بن معاذ:
|
جان فروشان بارگاه عدم |
خرقه پوشان خانقاه قدم |
|
|
ما عبدناك اجتهاد همه |
ما عرفناك اعتقاد همه |
|
|
چنگ در حضرت خداى زده |
هرچه جز اوست پشت پاى زده |
|
[خواص نوع انسان دو طايفهاند]
اى عزيز خواص نوع انسان دو طايفهاند طالبان كمال عقبى و عاشقان جمال مولى دست قوت طالبان جنان تيغ قهر بر سر كفار زند و يد همت عاشقان جناب رحمن زخم بر فرق نفس مكار اگر آن كفار قصد جان كنند اين مكار قصد