احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٠٩ - حقيقت و اهميت فتوت و اخيت
و ازين جا زاد سفر آخرت بردارند و به تدبير سفر بىنهايت مشغول شوند ولى احوال اين مسافران بمقتضاى حكمت الهى متنوع افتاده است: بعضى را بصورت قوى آفريدهاند و بمعنى ضعيف و بعضى را بمعنى قوى آفريدهاند و به صورت ضعيف و بعضى را بصورت و معنى هردو قوى آفريدهاند و بعضى را بصورت و معنى ضعيف. ذلك تقدير العزيز العليم.
و حكمت فاطر حكيم و حقايق اسرار اين درجات را نهايت نيست. اما از ظاهر حكمت اين تفاوت؟؟؟ كه تا جمله مسافران بقدر قوت و ذات هركس در اين سفر ممد و معاون يكديگر كنند چنانكه در اخبار نبوى آمده است كه: «المؤمنون كالبنيان يشد بعضها بعضا» رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه مؤمنان همچون يك ديوار عمارتند كه هر خشتى از آن خشتى ديگر را استوار ميدارد همچنين آنانكه از ايمان بهرهيى دارند بايد كه در دين و دنيا معاون يكديگر باشند و همه يكديگر را در كشيدن بار تكاليف و زحمتهاى اين سفر بحكم «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» مساوى دانند: شعر
|
اى چو الف عاشق بالاى خويش |
الف تو با وحشت و سوداى خويش |
|
|
فارغ ازين مركز خورشيد گرد |
غافل ازين دائره لاجورد |
|
|
بر سركار آى، چرا خفتهاى |
كار چنان كن كه پذيرفتهاى |
|
|
مست چه خسبى كه كمين كردهاند |
كارشناسان نه چنين كردهاند |
|
|
بار عناكش بشب قيرگون |
هرچه عنابيش، عنايت فزون |
|
|
ز اهل نظر هركه بجائى رسيد |
بيشتر از راه عنايى رسيد |
|
|
نزل عنا عافيت انبياست |
و آنكه ترا عافيت آيد، بلاست |
|
|
از پى صاحب خبرانست كار |
بىخبران را چه غم از روزگار؟ |
|
|
صحبت نيكان ز جهان دور شد |
خوان عسل خانه زنبور شد |
|
|
معرفت از آدميان بردهاند |
آدميان را ز ميان بردهاند |
|
|
سايه كس فرهمائى نداد |
صحبت كس بوى وفائى نداد |
|
|
صحبت گيتى كه تمنا كند؟ |
با كه وفا كرد كه با ما كند؟ |
|
|
ز آمدن مرگ شمارى بكن |
ميرسدت دست حصارى بكن |
|