احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٢٢ - ٧ - مكتوبات اميريه
رانى او را از ياد خدا و عبادات و فرائض دين مبين غافل سازد.
جزوى از نامه دوم را كه بآن سلطان نوشته در دست داريم. و عباراتى از آن و نيز چند شعرى را كه در ضمن آن نقل نموده در ذيل ميآويم: اول منزل صلب پدر است دوم رحم مادر سوم فضاى عالم فانى چهارم لحد پنجم ميدان عرصات ششم بهشت يا دوزخ كه هريك دار الابد است و نعيم و آلام اين دو منزل را نهايت نيست خالدين فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ.[١]
|
گنج امان نيست درين خاكدان |
مغز وفا نيست درين استخوان |
|
|
گر ملكى عزم ره آغاز كن |
زين بنواتر سفرى ساز كن |
|
نامه ديگرى نيز بنام سلطان قطب الدين پادشاه كشمير نوشته است.
اين نامه از موضع «پاخلى» بنام او نوشته و فرستاده شده و آغاز آن بدين قرار است: «حضرت سلطان اصلح اللّه شانه بدعاى مخلصانه مخصوص است باجابت مقرون باد ...» على همدانى از بد اعمالى معاصران شكايت ميكند و ميفرمايد:
«... اى عزيز اگر دين دارى آنست كه صحابه و تابعين داشتند و مسلمانى آنكه در قرن اول ورزيدند جاى آنست كه گبران و مغان از تردامنى ما ننگ دارند و جهودان بىمقدار اين مسلمانى ما را باين اعتقاد زور بكاه برگى برندارند».
ميفرمايد در روز قيامت هركس را از انجام وظيفه او مىپرسند كه به چه نحو انجام داده است؟ مردم عوام را از نماز مىپرسند و از اعمال ديگر دينى ولى پادشاهان نخستين بار درباره عدل گزارى مورد محاسبه قرار ميگيرند- بنابرين «اى عزيز حرام مخور و ضعيفان را محروم مگردان» در بعضى نسخ دو نامه بنام سلطان غياث الدين حاكم پاخلى و يكى بنام سلطان كونار و كبر كه طغان خان نام داشته موجود است ولى در نسخ ديگر اين هر سه نامه بنام سلطان غياث الدين مذكور مضبوط است- همينطور نامه شماره ٥ در مجموعه نسخ عكس شده به شماره ٦٧٢ اگرچه بدون اسم مخاطب است ولى از فحواى كلام و سياق بيان واضح است كه بنام سلطان غياث الدين مذكور است. نامه ديگرى بنام سلطان علاء الدين
[١] - آيه ١٠٧، سوره هود.