احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٥
همينقدر نبود. حالا شيخ سيد را كار كناسى خانقاه تفويض مينمايد. پس از چندى او سيد را از كار كناسى معاف كرد و بكار سقائى گماشت و مدتى سيد اين خدمت را انجام ميداده است.[١] سيد على از ضيق همهگونه مجاهدات مردانه بيرون آمد و جزو مريدان عزيز شيخ محمود درآمد.
شيخ، على همدانى را در سفر و حضر با خود ميداشته و باين طريق هم در تربيت بيشتر او ميكوشيده است. مثلا درباره مسافرتى در خلاصة المناقب اينطور آمده است: «... جناب سيادت فرمود كه وقتى در سفر بودم بخدمت شيخ محمود و حال آنكه خدمت شيخ با درويشان به روزه بود. فرمود و آب افطار شيخ را من برداشته بودم. شش فرسنگ راه رفتند و در اول وقت عصر باداى عصر اشتغال نمودند. در ميان نماز بودم كه يكى از سفها كه همراه بود از آن آب بخورد. لا جرم آن بقيه را ريختم و باز سوى آن منزل كه آب بود رفتم و آب گرفتم و بمنزل بيتوته رسيدم در وقت افطار- شيخ بغايت حديد در من بديد نفحه تبسم نمود»[٢] ميفرمايد كه در آن شب شيخ بعضى از اسرار را بروى گشوده كه قبلا نامكشوف مانده بود. صاحب مستورات اين واقعه را بكمى اختلاف نقل كرده است. ميفرمايد كه مسافت بين ايشان و منزل آب ٢٤ فرسنگ بوده و سيد على اين فاصله را از روى كرامت در وقت كمى طى نموده و قبل از غروب آفتاب آب روزه را آورده است.[٣]
سماع و رقص
طبق آداب صوفيانه بعد از دريافت حضور، على همدانى برقص و سماع تمايلى پيدا كرد و در هفتهاى دوبار على التواتر در حياط خانقاه مزدقان اين عمل را انجام ميداد.[٤] اين سماع براى تحريك و تهيج جذبات لطيف و عالى است و آداب و رسوم مخصوصى دارد. وقتى على همدانى راجع با هميت رقص و سماع صوفيانه به جعفر بدخشى فرمود: «هركه در بدايت ارادت عاشق سماع نباشد از وى هيچ كارى برنيايد» بقول صاحب مستورات وقتى از على همدانى راجع
[١]- مستورات( ع) برگ ٨.
[٢]- خ- م( با) برگ ١٢.
[٣]- مستورات( ع) برگ ٨- ٩.
[٤]- خ- م( لا) برگ ١٢.