احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٦٧ - ٣٧ - اختيارات منطق الطير(هفت وادى)
مضمون اين رساله از اسم آن ظاهر است. ميفرمايد كه حقيقت نور اين است كه آن همه چيز را بيند و داند و موجب كسب ضياء همه گردد و اين چنين نور را نور مطلق گويند و آن صفت حق است لا غير. حقيقت اين نور را خاصان خدا درك ميكنند و بدان معنى ميرسند كه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.»[١]
اولياء اللّه و صوفيه بزرگ بواسطه مجاهده و رياضات و ارادت مخصوص باين حقيقت نور پى ميبرند. ميفرمايد: «نور ولايت راه صفت خاص اوست. نتوان ديد جز بنور ارادت. كه صفت ذات اوست و از اينجاست كه در حديث قدسى ميفرمايد «اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى».
سالك بايد كه بذكر لا اله الا اللّه خس و خاشاك معاصى و شرور شياطين را بسوزاند و وقتى كه كمكم تجليات الهى را احساس بكند بايد كه كتمان اسرار و حفظ خويشتن كند تا بمقامات عالى برسد. علاوه بر رياضات و عبادات، تفكر و تعمق در خلق خداوندى و كائنات گوناگون او نيز لازم است، يعنى ذكر و فكر مستلزم يكديگراند. سيد اين رساله را طبق التماس يكى از مريدان خود نوشته است و بعد از حمد و درود و منقبت ميفرمايد: «... مدتى بود تا پهلوان حقيقت محمد خرد از فرزندان طريقت[٢] ازين بيچاره التماس ميكرد تا در حقيقت نور و تفاصيل انوار بجهت ارشاد سالك مقتدى و اطمينان واصل مهتدى بيانى كند و اين بيچاره ميخواست اين اسرار از چشم اغيار پوشيده و مستور باشد. التماس او را مبذول نميدانست تا ايندم كه قلم باشارت من له القدم ... در ميدان بيان نهاد.»
٣٧- اختيارات منطق الطير (هفت وادى)
نسخه خطى ٤١١٨ (كتابخانه مركزى) ١٠٨٣، ١٠٨٢ تاشكند (ر ك فهرست ج ٢) نسخهاى ديگر نيز متعلق به ميرزا جعفر سلطان القرائى تبريزى (در تهران)- سيد بآثار شيخ عطار علاقه زيادى داشته و چنانكه از آثار او پيداست، در بيشتر
[١] - آيه ٣٥، النور.
[٢] - احوال او معلوم نشد.