احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١١٩ - ٦ - ذكريه(فارسى)
بخطوات نفى و اثبات ميسر شود كه پيوسته مشغول نفى و قطع علائق اشجار غيريت و از بستان دل بقوت اثبات نهال توحيد ثابت ميكند و اين معانى جز در حقيقت «لا اله الا اللّه» يافت نميشود ... رسول اللّه صلى اللّه عليه فرمود كه كل حسنة يعملها الرجل توزن يوم القيامة الا شهادته ان لا اله الا اللّه فانها لا توضع فى الميزان لانها لو وضعت فى الميزان و وضعت السموات السبع و الارضون السمع و ما فيهن كان لا اله الا اللّه ارجح من ذلك. ميفرمايد كه در محشر عظمى كه قيامت كبرى است جميع اذكار و اعمال بنده را در ديوان حساب و ميزان آرند مگر لا اله الا اللّه كه از محسوبات و موزونات نشمارند زيرا كه عرش و فرش و آسمان و زمين طاقت مقابله انوار توحيد را ندارند» ... اينك خلاصهى آنچه در ممنوعيت و كراهت ذكر جلى ميفرمايد: «ذكر جهر منهى است از وجوه بسيار بعضى از كتاب و بعضى از سنت و بعضى بقياس عقلى. وجه اول حق تعالى ميفرمايد: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ»[١] و دوم فرمود:
«وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها[٢] سوم فرمود: ادعوا ربكم تَضَرُّعاً و خفية وَ دُونَ الْجَهْرِ[٣] و چهارم از براى تأديب صحابه فرمود: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا (الخ)[٤] يعنى در وقت مخاطبه با رسول ٦ آواز بلند مكنيد كه اگر در خدمت وى سخن بلند بگوئيد چنانكه با يكديگر ميگوييد اعمال شما حبط شود و شما را از آن خبر نباشد. چون با رسول حق ٦ سخن بجهر گفتن موجب تحبيط اعمال است با حضرت صمديت اولى ادب نگاهداشتن و از راه تضرع و مسكنت و خضوع و خشوع ذكر حق تعالى گفتن.
از دلائل سنت برترجيح ذكر خفى يكى اين حديث نقل ميكند «خير الذكر الخفى و خير الرزق ما يكفى» دوم اينكه بعد از فتح در غزوه خيبر مسلمانان با صداى بلند ذكر ميگفتند حضرت رسول ٦ از اين امر در غضب شد و فرمود كه شما بايد
[١] - آيه ٢٠٥ سوره اعراف.
[٢] - آيه ١١١ سوره الاسراء.
[٣] - آيه ٥٥ سوره اعراف.
[٤] - آيه ٢، سوره الحجرات.