احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٧ - گرفتاريهاى امير
همه در جزو ارادتمندان او درآمدند. بعنوان مثال حاكم بخارا سيد و همراهان او را تا چهار ماه مهمان كرد و در بخارا خانقاهى بزرگ بنام وى بنا نمود.[١]
گرفتاريهاى امير
على همدانى در ختلان و شهرهاى همجوار آن بوعظ و تبليغ ميپرداخت در حين اين كار او به غافلان و منكران سخنهاى تلخ و نيشدار ميگفت و همين امر باعث گرفتاريهاى او ميگرديد. او بمريدان همواره توصيه ميكرد كه بايد اين حديث رسول ص را حرز جان كنند و عملى بسازند كه: بهترين جهاد اينست كه بحضور شاه جابر سخن حق گفته شود». درباره عزم جزم خود در نامهاى بنام سلطان غياث الدين، حاكم ياخلى مينويسد: «... اگر جمله زمين آتش گيرد، و از آسمان شمشير بارد، آنچه حق باشد نپوشد و بجهت مصلحت فانى، دين به دنيا نفروشد». پند و اندرز او به حاكمان و پادشاهان هم صريح و تند و شديد و موثر است و البته هرچه حق بود در كتمان آن ابدا نميكوشيد.
در همين دوران بظاهر اشرار ماوراء النهر و منافقان قلمرو سلطان غياث الدين مذكور در ايذاى وى كوشيدند، و نسبت به او بىاحترامى روا داشتند. سيد در نامهاى به سلطان ميفرمايد: «اگر خاطر عزيز آن ميخواهد كه اهل ديار باين ضعيف آن كنند كه يزيد كرد با حسين (ع) سهلست كه ما اين جفاها را سعادت خود ميدانيم»[٢] در افشاى جرم حقگوئى، اين حديث نبوى ٦ نقل ميكند كه: «سياتى على النأس زمان يكون جيفة حمار احب اليهم من المؤمن يأمرهم بالمعروف و ينههم عن المنكر ...»[٣]
در سال ٧٧٢ ه على همدانى در خراسان به امير تيمور برخورد كرد كه موجبى براى مهاجرت او به كشمير بوده است.
[١]- مستورات ع برگ ٣٧- ٤٦.
[٢] ( ١١٥ و ١١٦)- از مكتوبات اميريه مىباشد.
[٣] ( ١١٥ و ١١٦)- از مكتوبات اميريه مىباشد.