احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٦ - فصل چهارم چگونگى مهاجرت به ختلان(كولاب)
او وسائل تربيت و تدريس مريدان خود را در آن ناحيه فراهم آورده بود.
مردم علاقمند از دور و نزديك بخدمت او ميرسيدند و بعضى از مريدان او در ختلان بسيار ذى نفوذ بودند، مثلا خواجه اسحق على شاهى ختلانى (مقتول ٨٣٦ ه) و «اخى حاجى» يا «اخى حقگوى»، كه طوطى عليشاه نام داشت و قريهاى از قراى ختلان بنام او موسوم بوده است.[١]
جعفر بدخشى در سال ٧٧٣ ه بار اول[٢] على همدانى را در ختلان ديده است. مينويسد كه در قريه طوطى عليشاه از قراء ختلان در منزل اخى حاجى، على همدانى را ملاقات كرده و سپس طبق تقاضاى او اخى حاجى و على همدانى هر دو به منزلش رفتهاند. در همين سال جعفر بدخشى بعد از امتحانها و آزمايشهاى زياد موفق شده كه بردست على همدانى بيعت كند.[٣] هم درين سال جعفر بدخشى در همرايى سيد على به مولد خود اندراب (غرب بدخشان) ميرود ولى در راه بعلت كسالت سيد به ختلان برميگردد- در اين سال على همدانى دو رساله خود موسوم به «حل الفصوص» و «مشارب الاذواق» را به جعفر بدخشى ميآموزد. جعفر بدخشى به دو تن از ياران خود اين رسالهها را ياد ميدهد (حل الفصول را به محمد بن شجاع و مشارب الاذواق را به بدر الدين بدخشى) و سپس اين دو اثر سيد در خانقاه ختلان مورد تدريس قرار مىگيرد. جعفر بدخشى ميفرمايد كه در همان سال او از على همدانى علوم باطنى را فراگرفته بود.
از رساله «مستورات» مسافرتهاى كوتاه سيد بنواحى ختلان هم معلوم ميگردد: مثلا دعوتهايى كه از طرف حكام بلخ و بخارا انجام شده و سيد را مورد آزمايش قرار دادهاند و همينطور واقعه و حسادت قاضى بخارا. جالب اين است كه چون على همدانى از بوتههاى امتحان زر كامل عيار بيرون آمد،
[١]- انساننامه بشماره ٤٢٧٤ كتابخانه ملى ملك تهران.
[٢]- خ- م( با) برگ ٦٥.
[٣]- خ- م د برگ ٦٦- على همدانى بعد از سه ماه جعفر بدخشى را به حضور خود بار داد و اجازه بيعت فرمود.