احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٤٣ - اركان سلوك
كه مطهر آيينه دل است از كدورات رين و رنگ اغيار.
باب دويم: توبه است و طبقات آن دوام صمت است و دوام نفى خواطر.
صمت طبقه ظاهر است كه زبان را از ذكر غير دوست دربند ميكند و نفى خواطر طبقه باطن كه نفس را از خواطر غير دوست منع ميكند.
باب سيوم: توكل است و طبقات آن دوام خلوتست و دوام صوم. خلوت طبقه ظاهر است كه حبس حواس ظاهر ميكند از تردد و صوم طبقه باطن كه حبس دواعى ميكند از [طلب] غذا.
باب چهارم: قسط است و طبقات آن دوام ربط دل است با روحانيت شيخ و دوام ترك اعتراض بر مقادير حق جل و علا و ربط دل با شيخ طبقه ظاهر است تا در وقت توجه با روحانيت شيخ فايده ارشاد تواند گرفت و ترك اعتراض بر حق تعالى طبقه باطن تا دل سالك در مقام رضا باحق تواند دم زد و بيقين بداند كه هرچه حكيم مطلق كند عين مصلحت آن در آن بود.
ديگر طالب بايد كه از صحبت توانگران غافل و مردهدلان جاهل بحكم فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا احتراز كند و صحبت اهل صلاح و ارباب قلوب بر متابعت وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ غنيمت دارد و در هيچ شكسته بچشم حقارت ننگرد و اشارت اوليائى تحت قبائى نصب عين سازد و يقين داند كه اين قباب صفات بشريت است لا غير پس شرط ارادت آنست كه در اولياى حق بنور حق نگرد نه بنور عقل و حس تا از ولايت اينقوم برخوردار شود چه نفس دايما از راه حس در هيات بشرى مىنگرد و شيطان عقل خام ويرا در اعتراض مىاندازد و از اين جهة بود كه جماعتى كه رقم حرمان و داغ خسران برديده دل ايشان كشيده بودند از راه حس، صورت بشرى