احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٢١ - فتوت و اصناف مختلف مردم(لوطىها و داش مشدىها)
گروه نه حامل جنبه صوفيانه فتوت بودند و نه حامل جنبه عيارانه آن. بلكه در وسط قرار گرفته بودند و اين مطلب را در فتوتنامه قصاب و كفشدوز[١] و آشپز (به زبان تركى) و رسالهاى در مورد فتوت طباخان[٢] و فتوتنامهاى به تركى[٣] و نيز در فتوتنامه سلطانى كه آميزه آداب فتوت و تصوف و تشكيلات اصناف است مشاهده مىنماييم.
فتيان اصنافى در كارهاى سياسى هم دخالت ميكردند مثلا قبل از غلبه سلطان مراد اول عثمانى، اين فتيان شهر انقره را تحت كنترل خود گرفته بودند.
اخى اخيجق ايرانى نيز از سال ٧٥٨ تا ٧٦٠ ه شهرهاى آذربايجان (تبريز و غيره) را در اختيار خود داشت و بعد از آن سلطان جلايرى (شيخ اويس) آن نواحى را با اعمال قدرت تمام به تصرف خود درآورد.[٤]
شاه اسماعيل صفوى متخلص به خطائى، مؤسس سلسله مقتدر صفويه، در اشعار خود كه به زبان تركى آذربايجانى مىسرود، اخيان را به عنوان مؤمنان و غازيان و ابدالان ذكر مىكند و ظاهر است كه در تشكيلات قشونى او فتيان اصنافى زياد بودهاند و اين فتيان پيشهور در جنگهاى شاه اسماعيل با عثمانىها داد شجاعت و ايثار واقعى مىدادند و به همين علت شاه اسماعيل صفوى براى رسيدن به پيروزى به اين گروه علاقه مفرطى نشان داده است. با اينكه پدرش سلطان حيدر (متوفى ٨٩٨ ه) با ايشان مخالف بود. همينطور شاه عباس اول صفوى در برابر اين گروه سختى و تشدد زيادى نشان داد كه علت آن نيز نفوذ فوق العاده دراويش «حيدرى» بود كه پادشاه را به اين تشددها وادار مىكردند و اين درويشهاى حيدرى از گروه فتيان اصنافى (موسوم به «قزلباش») خائف بودند و براى ريشهكن كردن ايشان شاه عباس را به آن تشددها واداشتند. بعضى از قزلباشها هم كه از فتيان نبودند با فتيان مخالفت
[١] - نسخه شماره ٣٣١٩ از مخطوطات مجلس.
[٢] - ايضا شماره ٢٣٥٢.
[٣] - ايضا ٢٨٨٣.
[٤] - مجله دانشكده ادبيات تهران شماره ٢ سال ٤، ص ٩٣.