احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٧٧ - ٤٤ - مرادات ديوان حافظ
اماره او تبديل يافته باشد بنفس لوامه و متصف بصفات حميده باشد ...»
اين رساله ٨ برگ دارد و علاوه بر شرح مطلع زير از غزل حافظ:
|
ساقى حديث سرو و گل و لاله ميرود |
وين بحث با ثلاثه غساله ميرود |
|
مرادات الفاظ عرفانى زير را در كلام حافظ در بر دارد: ترسابچه، بت و شاهد، دير و خرابات، گبر و كافر، مى، زنار، كليسه و كليسا و كنشت، يار و محبوب و دوست، غمزه و بوسه، لب و دهان، قلاش و قلندر، چشم و ابرو مست و شهيد، خمار و باده فروش، محبوب، مطلوب، ماه صيام، عيد، بهار، ميخانه، شراب، قدح، وصال، فراق، معشوق، عاشق، گل، بلبل، شبخيز و سحرخوان، طالب، دوش، آب، صبا، رقيب پير مغان و مغبچه- در اين معانى تكرار كار فرماست و در هر مورد معنى تازه را بيان كرده است.
نمونه ديگرى از مجالس و مرادات حافظ: «دوش، عمر گذشته را نامند و وقت ماضى را نيز گويند و از آب مراد تجليات است كه عارفان و سالكان شب و روز بلكه هر لحاظ و لمحه طالب آنند و از صبا مراد آنكه ميان عاشق و معشوق ميانچى است و خبر ميآورد و در معنى مهتر جبريل ٧ را نامند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم و پيغامبران ديگر را فرود مىآيد و نيز بروايتى حق سبحانه و تعالى و جناب حضرت محمد را صلى اللّه عليه و سلم عاشق و معشوق گويند و بدين سبب صبا را به پيك منسوب و قرار دارند كه بوى معشوق به عاشق برساند چنانكه بوى پيراهن مهتر يوسف ٧ بحضرت يعقوب رسانده است».
شرح مطلع غزل مذكور و مطالبى دربارهى اسم و لقب حافظ و نيز درباره پدر و مرشدان او و غيره، بظاهر بقلم جامع (محمد گلندام يا غيره) است و فقط اصطلاحات و مرادات عرفانى حافظ را از گفتار مير سيد على همدانى نقل كردهاند و اين مرادات غير از اصطلاحات يا «مصطلحات صوفيه» تأليف على همدانى است (شماره ٢٩ از آثار فارسى او) و ساير مرادات با آن رساله اختلاف دارد و گويا على همدانى اين رساله را جداگانه نوشته يا بمريدان خودش املا كرده است. از وجود نسخه ديگر اين مرادات فعلا خبرى نداريم و محتملا نسخهاى منحصر به