احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٢٩ - لقاء الله
ترك لذات مكدره فانى كردند و روزى چند برشدايد و محن يا دنيا مرى على اوليائى فلا تحلى لهم صبر كردند و اقدام سعى بر بساط وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ثابت داشتند تا بسعادت بشارت تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا مسرور گشتند.
طايفه سوم سابقان صفوف ولايت و مقربان بارگاه عنايت بودند كه كحل ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى در چشم جان كشيدند و بر بساط قربت مولى لوث حدوث دنيا و عقبى را باشارت فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ از پاى همت بينداختند و بقوت جواذب عنايت و خواطف هدايت از سرحد محسوس و معقول در گذشتند و از مضيق ظلمات عالم ناسوت خيمه انس در فضاى ساحات لاهوت زدند و پروانه هستى موهوم خود را بر سبحات شمع جلال احديت بسوختند و از ننگ وجود فانى برستند و بحقيقت باقى پيوستند ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ.
[لقاء اللّه]
اى عزيز بدانكه ايزد تعالى نوع انسانرا سعادتى وعده كرده است كه آنرا لقاء اللّه خوانند و جانهاى جميع طالبان صادق و كاملان محقق از پى اين سعادت پايمال حيرت و هيبت گشته و خلق از اين سعادت جز نامى ندانند چون نابيناى مادرزاد كه بزبان ذكر الوان و اشكال گويد و بگوش صفت حسن و جمال شنود و از حقيقت لذت آن محروم بود و تا هواى فضاى ساحت صدر كه ميدان جولان سلطان قلب و محل تدبير اوست از تراكم ظلمات غبار تخيلات باطله و افكار فاسده و تصورات مظلمه پاك نشود و عين بصيرت كه ناظر امور اخبار و مطالع رقوم اسرار آن عالم است از علت عماى غفلت كه بواسطه لذات و شهوات جسمانى و مالوفات و مشتهيات نفسانى معلول گشته خلاص نيابد از آثار حقايق اين سعادت بوئى بمشام جان سالك نرسد و اين امراض مهلكه و اوجاع مفلجه مندفع نشود الا به ترياق [محبت كه از داروخانه حضرت صمديت ظاهر شود و] محبت حقيقى كه