احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٧٠ - ٣٨ - اسناد حليه حضرت رسول
سرخ روئى باشد. اگر قرض دارد حق سبحانه و تعالى از خزانه كرم خود ادا كند و در روز قيامت (امنا و صدقنا به) رسول ٧ دست آنكس گرفته در بهشت درآورد و شيطان لعين گرد آنكس نگردد و غارت ايمان آنكس نتواند كرد».
درباره جمال ظاهرى حضرت رسول ٦، ميفرمايد كه در حين وفات حضرت رسول ٦، حضرت فاطمة الزهرا (ر ض) با وضعى رقتبار گريه مينمود و ميفرمود:
اى كاش من براى مدتى از ديدار روى مبارك رسول ٦ محروم نميشدم. (حضرت فاطمه بعد از وفات رسول در فاصله دو ماه و نيم تا شش ماه رحلت فرمودهاند).
على همدانى حليه رسول را به عربى و معادل آن به فارسى نقل فرموده و اينك عبارت فارسى:
«گندمگون بود، سفيد پوستى كه بزردى زند، گرد روى بود، فراخ چشم بود، ابرو باريك بود، دستها دراز بود، سياه چشم بود نمكدار بود، گشاده دندان بود بالا ميان بود، بلند بينى بود، در اندام مبارك او هيچ موئى نبود الا در سينه مبارك او، سر انگشتها باريك بود، گرد ريش بود، گشاده پيشانى بود، گشاده ابرو بود، تا ناف او خط باريك بود» در آخر رساله ميفرمايد كه ذكر علائم اين حليه دو بيت يادم آمد:
|
مشتاق آفتاب جمال محمديم ٦ |
تا بنده محمد و آل محمديم[١] |
|
|
پروانهوار سوخته از آتش فراق |
در آرزوى شمع وصال محمديم |
|
[١] - حليه مبارك رسول٦ در« تجارب السلف» هندو شاه نخجوانى هم تقريبا- با اختلاف ترتيب به همينگونه آمده است( ص ٧ چاپ طهورى) ولى در روضه دوم« روضات الجنان و جنات الجنان»( جلد اول) حليه مبارك مشروح و كمى مختلف بيان گرديده است و در اينجا بعضى از خصوصيات حليه حضرت را به نحوى كه هندو شاه آورده است، ملاحظه مىنمائيد:
« قد مبارك آنحضرت صلى اللّه عليه و آله ميانه بود نه بلند بلند و نه كوتاه كوتاه:
« اى قد تو معتدل نه بالا و نه پست» و رنگ مباركش نه سفيدى كه بگچ ماند و نه سياه رنگ در كمال صفا و لطافت بود. موى سرگاهى كه داشتند و نمىتراشيدند تا نرمه گوش بود و آن نيز نه مجعد و درهم بود و نه بغايت فرو گذاشته آن نيز در كمال اعتدال بود و ميدرخشيد. سر مبارك آنحضرت ببزرگى مايل بود و فربه نبود بسيار و روى مباركش بغايت گرد نبود دراز نيز نبود و آن در كمال اعتدال بود و ميدرخشيد يعنى روى مبارك آنحضرت ميدرخشيد همچون درخشيدن ماه در شب چهارده. پيشانى مبارك گشاده بود» ... ص ١٧٣- ١٧٥.