احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٨٩ - استدلالات فتيان در مورد آداب و رسوم خود
مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍ[١] و تا اين معنى در نهاد او مركوز نبود. هيچ كاملى در او ايجاد نتواند كرد چنانكه آب، آهن و سنگى را احياء نكند و از اين جهت پيغامبر فرمود كه الحكمة ضالة كل مومن ... و نمك اشارتى است بصفت عدالت كه كمال فضايل اخلاق است چه صحت و قوت نفس انسانى نبود الا به فضايل اخلاق و هيچ خلق استقامت نپذيرد الا بعدالت چنانكه صحت و قوت بدن نبود الا بانواع اطعمه و اغذيه و هيچ طعام بصلاح نيايد و خوش طعم و گوارا نگردد الا بنمك ...
شلوار پوشانيدن اشارت است به فضيلت عفاف چه صورت ستر عورت و منع فرج از شهوت است و اصل الباب عفاف آنست ... ميان بستن اشارت است به فضيلت شجاعت و صورت قيام نمودن بخدمت، و غايت تواضع- كه اساس شجاعت است- در آن مندرج، و آن را تكميل جهت آن خوانند كه كمال علم عمل است و ارباب فتوت علم بىعمل را وزنى ننهند[٢].
درباره آداب و رسوم فتيان در صفحات بعد هم توضيحاتى خواهد آمد ولى در اينجا استدلالات صاحب رساله فتوتيه نيز ياد كردنى است:
و چون ارباب فتوت يكى را از اصحاب خود كه متصف بود بكرم و سخاوت و عفت و امانت و شفقت و حلم و تواضع و تقوى، او را اخى نام نهند و در مقام فتوت به تربيت و تعليم او را برآستانه خدمت نصب كنند و جزوى از خلعت فقر بدو دهند يعنى كلاه و سراويل و اين دو خلعت اگرچه جزو خرقه است اما اصل آنست.
اما كلاه بدان جهت است كه تاج كرامت است و اما سراويل از ان جهت كه مقصود از خرقه ستر عورت است و اصل ستر در عبادات از ناف است تا به زانو و ساتر اين محل سراويل است و ازين جهت بود كه خليل را صلوات اللّه عليه كه مظهر اين معنى بود وحى آمد كه «واستر عورتك من الارض» يعنى
[١] - ٢١: ٣١.
[٢] - رسايل جوانمردان، ١٣ تا ١٦.