احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٩٦ - دنيا بازار تجارت طالبان حق است
هوا را اسلام مدان و نام پاك حق بر زبان پليد مران كه ناقد بصير است و حاكم خبير و اللّه يعلم المفسد من المصلح.
|
مرد مىبايد تمام اين راه را |
جان فشانى بايد اين درگاه را |
|
|
كار آسان نيست با درگاه او |
خاك مىبايد شدن در راه او |
|
|
سالها (بردند) مردان انتظار |
تا يكى را بار (شد) از صد هزار |
|
[دنيا بازار تجارت طالبان حق است]
اى عزيز دنيا بازار تجارت طالبان حق است و سرمايه اين تجارت عمر است پس قدر منزل دنيا مخلصان دانند و قيمت جوهر عمر عارفان شناسند كه بنور يقين دانستهاند كه هركه اينجا كسب سعادت نكرد آنجا محروم است و هر طالب كه اينجا خلعت كمال نپوشيد آنجا معدومست و هركه اينجا ديده دل بكحل عرفان روشن نكرد آنجا كورست مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا خلق گمان بردهاند كه سر دو راه در قيامت خواهد بود و اين غلطيست كه از قصور نظر افتاده است بلكه مسافران عالم ابد چون از عرصه مملكت ازل قدم در منزل دنيا نهند حاجبان قضا و قدر تا بحد بلوغ آن واردانرا بحكم عنايت معاف دارند و بوقت صبح بلوغ بسر دو راه رسند و در حالت ورود اجل بمنزل نزول كنند و در مجمع قيامت سر بضاعت اعمال بگشايند ولى چون راه سعادت مشكلتر است و عقبات محن و سختيهاء آن راه بيشتر كه حفت الجنة بالمكاره ازين جهت راغبان اين درگاه نادراند و سالكان اين راه كمتر و چون نزهت راه شقاوت نمايندهتر است و غوايل شهوات آن فريبندهتر كه حفت النار بالشهوات اكثر خلق راه شقاوت پيش گرفتهاند و خبر ندارند تا چون بوعدهگاه قيامت رسند و قبايح اعمال و فضايح احوال خود مشاهده كنند و بهلاك خويش متيقن گردند خونابه حسرت از ديدهها باريدن گيرند و فرياد بىفايده برآرند كه رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً (إِنَّا مُوقِنُونَ) خداوندا ديديم و يقين كرديم كه چه مىبايد كرد اكنون ما را بدنيا بازگردان تا بعد ازين