احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٧٥ - (ده(مربوط به ص ٣٦٥)
(م ٦٤٢ ه) بوده و محمد بن جمال نيز ظاهرا از مريدان شيخ سالار مىباشد.
* سلسله فتوت سيد از نجم الدين كبرى به بعد به صورتى كه در رساله او آمده با ساير كتب معتبر تصوف و فتوت مغايرت و اختلافى ندارد چنانكه جامى در ذكر شيخ اسمعيل قصرى مينويسد (نفحات، ص ٤١٨- ٤١٩) شيخ نجم الدين كبرى به صحبت وى رسيده است و خرقه اصل از دست وى پوشيده است. و وى از محمد بن مالكيل و وى از محمد بن داود المعروف به خادم الفقراء و وى از ابو العباس بن داود ادريس و وى از ابو القاسم بن رمضان و وى از ابو يعقوب طبرى و وى از ابو عبد اللّه بن عثمان و وى از ابو يعقوب نهرجورى و وى از ابو يعقوب سوسى و وى از عبد الواحد بن زيد و وى از كميل بن زياد قدس اللّه ارواحهم و وى از امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى اللّه عنه ... كذا ذكره الشيخ ركن الدين علاء الدولة السمنانى قدس اللّه تعالى سره فى بعض مصنفاته.
در روضات الجنان و جنات الجنان هم در سه مورد اين سلسله نامه بهمين صورت نقل شده است (بنگريد به نسخه خطى آن- برگ ٤٦٥ و ٥٩٣ و ٦٣٨ و ٦٣٩) كه در يك مورد (برگ ٥٩٣) ماخذش همين رساله فتوتيه است همچنين نگاه كنيد به «طرائق الحقايق» به تصحيح دكتر محجوب ج ٣، ص ٨٣ و «الصلة بين التشيع و التصوف» الجزء الثانى، ص ١٣٣ و غيره.
* چنانكه قبلا اشارت رفت برطبق فتوتنامه سلطانى، خرقه فتوت على همدانى بايستى به سلمان فارسى (يكى از خلفاى چهارگانه حضرت على در فتوت) برسد ولى به صورتى كه در رساله فتوتيه مىبينيم، سلسله فتوت على همدانى از راه كميل بن زياد بحضرت على مىپيوندد. اين نسبت بنابر مندرجات كتاب الفتوة ابن المعمار و نيز كتاب «الصلة بين التشيع و التصوف» درست است زيرا در مأخذ اول كميل بن زياد بعنوان خليفه نهم حضرت على در فتوت مذكور است (ر- ك مقدمه فاضلانه دكتر مصطفى جواد بر كتاب الفتوة ابن المعمار، ص ٨٨- ٩٢ كه نويسنده در اين مورد ١٧ خليفه فتوت حضرت على را ذكر كرده و تنقيحات لازم را بعمل آورده است) و در مأخذ ثانى هم كميل يكى از چهار خليفه شاه مردان