احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٢٤ - ٧ - مكتوبات اميريه
زمان يكون جيفة حمار احب اليهم من مؤمن يأمرهم بالمعروف و ينههم عن المنكر ...» ولى حاكم بايد كه فتن كشور خود را درست درك كند.
در نامهاى ديگر به سلطان توصيه به عدل و احسان و ضعيف نوازى ميفرمايد. سلطان را بعنوان اندرز ميفرمايد كه پيوسته اين آيه مباركه را لايحه عمل خود قرار دهد كه: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ كم بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ...»[١] مفاد نامه سوم هم ناصحانه است. نامه سيد بنام سلطان طغان خان شاه هم حاوى نصائح مرشدانه است كه: «... حاكم عادل بايد كه از خطر حكومت غافل نباشد و قدر نعمت آن حضرت تعالى را حق خود بشناسد و در اوان فراغت عدل و احسان را به جناب قرب حضرت پروردگار و سيلت سازد ...» و نامهاى كه بنام سلطان علاء الدين نوشته نيز ازين قبيل ميباشد كه: «... قال اللّه تعالى الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ ...[٢] پس برحاكم و پادشاه واجب است كه از خطر عهده حكومت بينديشد و تقلد امور بندگان حق را اسان نشمرد و آثار نتائج مرضى و نامرضى را خوار ندارد و در سيرتهاى سلاطين اسلام و خلفاى راشدين رحمهم اللّه تامل كند ...»
نامههاى او بنام ميرزاده ميركا و مولانا خوارزمى و دو نامه بنام جعفر بدخشى هم ناصحانه و واعظانه است.
نامه سوم بنام جعفر بدخشى موقعى نوشته شده كه آن مريد سيد مريض بوده است درين نامه باو اندرز ميدهد كه بر امراض و آلام ديگر بايد كه صبر و تحمل نشان بدهد. براى معالجه وى دوايى هم توصيه ميكند. در اينجا عباراتى از نامه مزبور را مىآوريم «حضرت برادر دينى بدعا مخصوص است. باجابت مقرون باد بمحمد و اله- قال النبى صلى اللّه عليه و سلم: اذا احب اللّه عبدا ابتلاء فان صبر
[١] - آيه ٩٠، سوره النحل.
[٢] - آيه ٤١، سوره الحج.