احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٩٢ - ضرورت پير طريقت
كنى ترا معلوم شود كه بيشتر عباداتى كه عامه خلق از سر رسم و عادات پيش گرفتهاند اگر آن جمله را در ميزان عدل نهند آن همه سبب گرفتارى ايشان خواهد بود الا ما شاء اللّه. و بجهت تحقيق اين معنى بود كه چون اين آيت نزول كرد وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ يعنى ظاهر گشت ايشانرا از حضرت جبارى در مجمع فضاى محشر آنچه در گمان ايشان نبود از حضرت رسالت عليه افضل الصلوات سؤال كردند از تفسير اين آيه فرمود كه هى اعمال حسبوها حسنات فوجدوها فى كفة السيئات يعنى عملهايى بود كه ايشان تصور مىكردند كه آن طاعت است چون روز قيامت نظر كنند آنچه ايشان طاعت مىپنداشتند در كفه معصيت بينند.
اينجا بدانى كه طالب حق را از صحبت پيرى راه ديده و منازل شريعت و طريقت بريده و ذوق اسرار حقيقت چشيده ناگزيرست زيرا كه آداب خدمت پادشاهان جز مقربان پادشاه ندانند و بر دقايق اسرار راه قرب حضرت صمديت جز روندگان راه اطلاع نيابند و هركه طلب قرب سلاطين كند تا در حمايت يكى از مقربان پادشاه نرود بمراد نرسد همچنين هركه طلب رضا و محبت حضرت صمديت كند تا دست نياز در دامن دولت راه برى از روندگان عالم وحدت نزند مقصود نيابد و ازينجهت سيد انبيا عليه افضل الصلوات ميفرمود كه «اتخذوا الايادى عند الفقراء فان لهم دولة» يعنى دست همت طلب در دامن دولت درويشان زنيد كه بدرستى كه ايشانرا دولتى است. و لفظ ان بجهت مبالغه است يعنى دولتى و چه دولتى دولتى كه آنرا نهايت نيست و سلطنتى كه كوكبه آن غايت پذير نيست و چون عنايت ازلى يار مقبولى گردد از طالبان راه سعادت آن فرخنده بختيار را بصحبت پيرى رساند كه ظاهر او بآداب علوم شريعت آراسته بود و نفس بلجام ورع و تقوى پيراسته ديده عجب و ريا بركنده و سنگ قناعت در دهان حرص افكنده ظاهر او بر جاده شريعت تاديب يافته و باطن او در بوته طريقت صفاء تهذيب كسب كرده و سر او در عالم حقيقت