احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٩٦ - عيارى و شطارى
و بغداد و قاهره و در ايران خراسان و ماوراء النهر بوده است در ايران رئيس گروه فتوت و عيارى و شطارى را بلقب «رئيس» ياد ميكردند و اين شخصيت مورد احترام و اطاعت و پيروى گروه خود قرار مىگرفته است.
در مورد تحولات فتوت اجتماعى و عيارى و شطارى در تاريخ اسلام، دكتر مصطفى جواد در مقدمه مفصل خود بر كتاب الفتوة (تأليف ابن المعمار حنبلى) مطالب سودمندى بيان كرده و آقايان دكتر خانلرى و دكتر محجوب نيز در دوره ١٨ و ١٩ مجله سخن چگونگى نهضت عيارى را روشن ساختهاند و ما در اينجا فقط اشاره مىكنيم كه در قرن دوم هجرى جوانان خوش گذران خود را «عيار جوانمرد» معرفى كردند و براى سوء استفاده نمايش به چالاكى و گريزى داده و به نيت تفريح و مىگسارى و آسانگيرى در زندگى بتاخت و تاز مىپرداختند ايشان بر سر گور شاعر خمريهساز ابو الهندى غالب در عراق مىخوارى مىكردند. خالد بن عبد اللّه قسرى، حاكم عراق فعاليتهاى آنان را محكوم و ممنوع ساخته بود ولى كارهاى ايشان ريشهكن نشد و باقيمانده همانانند كه در قرن سوم هجرى قاضى بغداد- ابو الفاتك ديلمى- فتيان بدعتى و زشت، مىنامد. در قرون دوم و سوم هجرى فساد اخلاق آنان مشهور بوده است. در قرن چهارم هم دزدان و صعاليك متعدد را به صورت عياران مىبينيم.
در تاريخ كامل ابن اثير، در حوادث سالهاى ٣٦١، ٣٩٣، ٤١٥، ٤٢٤ هجرى نام اين گروه هم آمده است. البته دولت مقتدر سلجوقى، فعاليتهاى تروريستى عياران و شطاران را تا حدى تحت كنترل آورده بود. در اين اوضاع و احوال، صوفيه و افراد نيكوكار جامعه كوشش مىكردند تا فتوت ادعائى را از فتوت واقعى باز شناسانند. صاحب قابوسنامه نوشته است:
«بدان كه جوانمرد عيار آن بود كه او را چند گونه هنر بود. يكى آنكه دلير و مردانه و شكيبا بود به هر كارى، و صادق الوعد و پاك عورت و پاك دل بود و زيان كسى به سود خويش نخواهد و زيان خود از بهر سود دوستان روا دارد و زبونگير نباشد و بر اسيران دست دراز نكند و بىچارگان را يارى دهد و بد را از مظلومان دفع كند و همچنانكه راست گويد راست