احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢١٧ - چهل و يك غزل در يك شب(چهل اسرار)
چهل و يك كس) جمع شدند. جناب سيادت مآب جماعت حاضران را رخصت فرمودند و چهار كس از ندما همراه ذات فرخنده صفات گرفته در خانه هركدام سائلان تشريف فرمودند كما ينبغى خوردند و در هر خانه غزلى از اسرار و انوار رب المطلق بزبان فيض رسان تصنيف فرمودند.
چون صبح دميد و روز روشن شد، مريدان و مخلصان در خانقاه جمع گشتند و ديدار فيض آثار مشاهده نمودند و عرض كردند كه: دوش بعد از عشاء خدمت تشريف در خانه من بيچاره قدم فرمودند و قلوب ما را مشرف و منور ساختند و اين غزل از اسرار الهى تأليف كردند. تا شده شده هريك چهل و يك كس جمع شوند- همين واقعه گذشته رامع غزليات مشروحا بيان كردهاند.
دوستان مسرور گشته تحسين نمودند و بيگانگان تحير خورده جامه جان را با دين و ايمان چاك كردند- مردم كمال حضرت ايشان را تمام و كمال در صحايف بنبشتند و در قلم آوردند و «چهل اسرار» نام نهادند[١]»- در وجود اين واقعه بنده سخنى ندارم چون بقول مولوى: در نيابد حال پخته هيچ خام- اينگونه تصرفات و كرامات را به بزرگان و اولياء اللّه زياد منسوب كردهاند. در تذكره شيخ كججى واقعهاى مانند اين بحضرت على نسبت داده شده است- در ميان اولياء اللّه، به وجود گرامى مولانا جلال الدين[٢] محمد رومى (مولوى) هم اين نوع واقعات را نسبت دادهاند.
نور الدين جعفر بدخشى در «خلاصة المناقب» ميآرد كه: «مولانا جلال الدين رومى را قدس اللّه سره در يك شب هفده مقام طلب كردند و مولانا اجابت نمود ...» و احمد افلاكى چهل جاى را مانند كرامت مذكور امير سيد على همدانى ذكر ميكند و ميفرمايد: «حضرت مولانا را محبان صادق او بچهل جاى سماع دعوت كردند. همه را اجابت فرموده «بيايم» گفت. همانا كه برخاست و به خلوت درآمده ... تا سحرگاه بنماز و عبادت اللّه مشغول شدند چون روز شد از خانه هر چهل كس كه خوانده بودند يك پا كف مبارك مولانا را آوردند كه آنجايگاه بگذاشته رفته بودند. همچنان يكى كفش پاى راست و يكى از آن
[١] - تذكره شعراى كشمير( تكمله: جلد ٢)، ص ٩١٨- ٩١٩.
[٢] - مناقب العارفين، جلد اول ٦٢- ٤٦٣.