احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١١٤ - ٥ - سير الطالبين
نفوس است همينطور دربارهى سيرت و زندگانى طالبان راه خداوندى هم صحبتى در آن رفته است.
اين رساله را باين صورت مير سيد على همدانى ترتيب نداده بلكه يكى از عقيدتمندان او از نوشتههاى پراكنده وى جمعآورى كرده است. دو مقدمه آمده است كه «آنرا جمع كرد و ترتيب داد اضعف عباد اللّه و افقر هم برهان بن عبد الصمد[١] و اين رساله را «سير الطالبين» نام نهاد».
ميفرمايد كه احكام شرع اسلام اگرچه معين و مستقل است ولى در بمضى امور فرعى ميتوان حالت شخصى را در نظر گرفت و قضاوت كرد و سختگيرى در امور فرعى كار شايستهاى نيست مثلا: روزى جوانى به پيش رسول ٦ آمد. پرسيد كه روا باشد كه در رمضان تقبيل زوجه خود كنم؟
گفت نى. پس پيرى آمد و همچنين سوال كرد رخصت فرمود اعتماد بر ضعف شهوت وى».
درين رساله جامع آن براى استشهاد در مورد معانى و مطالب مختلف به آيات و اخبار كمتر ولى به اشعار سيد و ديگران زياد استناد جسته است و شايد در نوشتههاى سيد هم بهمينطور بوده و او اين اثر را از روى آن جمعآورى كرد و ترتيب داده است. از آن جمله است تك بيتهاى زير:
|
ارباب ذوق در غم تو آرميدهاند |
و ز شادى و نعيم دو عالم رميدهاند |
|
|
دلى را كز غم عشقش سرموئى خبر باشد |
ز تشريف بلاى دوست بروى صد اثر باشد |
|
|
قومى كه دل بمجلس جانان همى برند |
اقبال مايه ايست كه ايشان همى برند |
|
|
گر نسيم وادى اسرار خواهى تن گداز |
ور تجلى جمال يار خواهى جان بباز |
|
[١] - درباره جامع اطلاعاتى بدست نيامد.