احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٩٧ - يك يادآورى
شنود و انصاف از خود بدهد و بر آن سفره كه نان و نمك خورده باشد بدى نكند و از ريا ننگ دارد ...».
اينگونه وصايا مبين واكنشى است كه عليه عياران و شطاران زشت كار نشان داده مىشد. ولى به طورى كه قبلا يادآورى كرديم، فعاليتهاى عياران و شطاران همگى درخور نفرين نبوده و آنان براى آزادى وطن و احقاق حق ضعفاء و كمك به بيچارگان و اداى حقوق بندگان خدا نيز بطور كلى، خدمات با ارزشى انجام دادهاند، و مطالب زيادى درباره آنان نوشته و چاپ شده كه ما به همين قدر بسنده مىكنيم.
يك يادآورى:
در اينجا لازم است كه از صوفيان شطار هم ذكرى كرده باشيم. صوفيان شطار ظاهرا با شطاران (كه در كنار عياران و فتيان، نامبرده مىشوند) رابطهاى ندارند و نبايد اين دو نام را با يكديگر اشتباه كرد زيرا اين دسته از صوفيان را تنها بعلت سرعت پيشرفت و ارتقاى روحانى به شطارى ملقب كردهاند. گروه شطاريه منسوبند به عبد اللّه شطار (كه در قرن هشتم و نهم ميزيسته) و بعضى سخنان او به گفتههاى حسين بن منصور حلاج و بايزيد بسطامى شبيه است. طريقه شطاريه الان هم در سوماترا و جاوه پيروان دارد[١] شطاريه ايران باقوال بايزيد بسطامى توجه داشتند ولى نسبت خود را به شهاب الدين سهروردى ميرساندند و ازاينرو به سهرورديه نزديك شدند.
بايد در نظر داشت كه شطاريه (بصورت يك فرقه) در قرن هفتم و بويژه در قرن هشتم و نهم رايج گرديد ولى اصطلاح شطارى در مسلك تصوف قديمتر از اين تاريخ است. مؤسس اين سلسله در شبه قاره پاكستان و هند همان عبد اللّه شطار است كه اين سلسله را تا جزاير اندونزى و مالزى رواج داده و در سال ١٥٧٢ م در مالوه فوت كرده است.
پدر ابو الفضل علامى، وزير اكبر شاه (از تيموريان شبه قاره پاكستان
[١] - ارزش ميراث صوفيه، ص ١٠٢- ١٠١.