فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٣ - کلیات
خواسته های مادی انسانی ریشه نمیگیرد تا با آزادی امیال دیگران محدود گردد.
آزادی موهبت خاص انسانی است و باید متناسب با خصایص و ویژگیهای انسان باشد و از همان ویژگیها نشأت بگیرد.
انسان دارای قدرت تفکر منطقی است و تمایلات عالی او از قبیل تمایل به حقیقت جوئی تمایل به خیر تمایل به جمال و زیبائی تمایل به پرستش حق و امثال آن از مختصات و ملاکهای انسانیت است.
انسان به حکم فطرت دو قطبی آفریده شده و موجودی متضاد است و به تعبیر قرآن مرکب از عقل و نفس یا جان و تن است. آزادی مطلق یکی از این دو بعد، به معنی نابودی بعد دیگر خواهد بود.
از دیدگاه اسلام آزادی بر اساس آن عنصر و حقیقت انسانی است که تکامل انسانی را ایجاب میکند و آن چیزی جز استعدادهای ویژه انسانی نیست. آزادی به دلیل
انسان بودن و آمادگی تکامل یافتن حق انسان است و این حق از استعدادهای بیکران انسان ناشی میشود. انسان در رشد این استعدادها رها شده و آزاد است و همین
تمایلات که از مقوله ادراکها و دریافتها و اندیشه ها و صفات برتر است منشأ آزادی متعالی انسان هستند.
این نوع آزادی چگونه بدست میآید؟ برای راهیابی به این موهبت بزرگ انسان به رزمی مداوم در دو جبهه احتیاج دارد.
١ در جبهه درون خود در برابر اسارتها و وابستگیهایی که به باطلها و شرها یعنی غیر خدا دارد.
٢ در جبهه برون در برابر طاغوتها و کلیه عواملی که در راه خدا که راه آزادی مردم است سد بسته اند.
انسان مبارز با هدایت وحی خدا و توسط پیامبران در این دو جبهه تا پیروزی کامل یعنی رها شدن در راه رشد و تعالی و تکامل در مسیر بی نهایت تا خدا تلاش میکند
و این همان آزادی مطلوب در فرهنگ اسلامی است شکست انسان در یکی از این دو جبهه به قیمت از دست دادن آزادی تمام خواهد شد و حتی اگر در جبهه بیرون بر طاغوتها و عوامل سد کننده راه پیروز شود ولی در درون در قید و بند