فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٦٥ - فصل دهم حقوق و آزادی های اساسی در اسلام و قانون اساسی
از همان مبدئى گرفته مىشود كه آفرينش انسان با تمام پيچيدگيهايش از آن مبدء آفريده شده است.
در تفكر اسلامى تا انسان به شناخت صحيح خود و نيازهاى پيچيدهاش كه رمز تكامل اوست نرسد نسبت به مسئوليتهايش جاهل خواهد بود (كفى بالمرء جهلاً ان لا يعرف قدره) [١] و هنگامى كه به چنين شناختى نائل گردد احترام به شخصيت و كرامت انسانى نسبت به ديگران را در خود احساس خواهد نمود (فانهم صنفان اما اخ لك فى الدين او نظير لك فى الخلق) [٢] و هرگز بخود اجازه تحقير ديگران را نخواهد داد(لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ) [٣] .
در فصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران تحت عنوان «حقوق ملت» يك سلسله حقوق و آزاديهائى براى عموم افراد ملت تضمين شده كه گرچه در پارهاى موارد با تعبيرات مشابه اعلاميه حقوق بشر بيان شده ولى در اصل از بنياد و ريشه اسلامى نشأت گرفته و به همين دليل در برخى موارد با آن تفاوتهائى نيز دارد.
كليات حقوق و آزاديهاى مشروع ملت طى بيست و چهار اصل در فصل سوم قانون اساسى ذكر شده و در بعضى موارد جزئيات آن به عهده قانون گذارده شده است (مانند اصول ٢٢ و ٢٤ و ٢٥ و ٣٢ و ٣٣).
در تقسيمبندى حقوق و آزاديهاى اساسى شيوههاى مختلفى بكار مىرود كه با توجه به ترتيب اصول قانون اساسى و زير بناى عقيدتى و فكرى آن مىتوان به منظور اختصار، تقسيمبندى كلى زير را محور بحث قرار داد:
الف: مساوات و برابرى.
ب: امنيت.
ج: آزاديهاى اساسى.
د: حق دادخواهى.
ه: حق آموزش و پرورش.
و: حق برخوردارى از تأمين اجتماعى.
اصول فوق اساسىترين حقوق و آزاديهائى را كه انسانها و نهادهاى يك جامعه
[١] . نهج البلاغه.
[٢] نهج البلاغه، نامه ٥٣.
[٣] حجرات، آيه ١١.