فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٧ - دستاوردهای نهضت مشروطیت در قانون اساسى
دستاوردهاى نهضت مشروطيت در قانون اساسى
در دوران استبداد قاجاريه تمامى اقتدارات دولتى و حاكميت و سلطه در شخص سلطان تمركز داشت و شاه علاوه بر قوه مجريه اقتدارات قوه مقننه و قوه قضائيه را نيز اعمال مىنمود و مطلق العنان در انجام خواستههاى خود از اختيارات نامحدود و آزادى مطلق برخوردار بود و دستورات و فرامين شاه و دستنشاندههاى وى مقررات دولتى را مشخص مىنمود.
گرچه در نيمه دوم سلطنت ناصر الدين شاه سال (١٢٧٩) اولين قانون شامل اصول اداره ديوان عدليه تنظيم گرديد و دست وزرا و حكام را تا حدودى بست و اختيارات شاه را نيز محدود نمود و با تشكيل مجلس شوراى وزرا در سال ١٢٨٩ و افتتاح نه وزارتخانه عملاً كارها و اختيارات تقسيم گرديد ولى هر لحظه ممكن بود با فرمان شاه همه آن قوانين و محدوديتها لغو و كان لم يكن تلقى گردد.
پيروزى نهضت مشروطيت على رغم اثرات منفى پارهاى عوامل خودباخته و وابسته، در سلب اختيارات نامحدود شاه و نفى استبداد مطلق و جلوگيرى از خودكامگى و مطلق العنانى دربار اثر قابل توجهى داشت و قانون اساسى مشروطيت بخشى از دستاوردهاى نهضت مردم ايران را در بر گرفت.
اينك به نمونههائى از حقوق نسبى و امتيازات محدودى كه ملت به دنبال پيروزى نهضت از طريق قانون اساسى بدست آورده است اشاره مىشود:
١. حكومت قانون بجاى اراده مطلق العنان شاه كه از اصل دوم و پانزدهم و شانزدهم قانون اساسى مستفاد مىباشد.
٢. تساوى حقوق ملت كه در اصل ٨ و ٩٧ متمم قانون اساسى بيان شده است.
٣. عدم مخالفت قوانين كشور با موازين شرعى كه در اصل دوم و بيست و هفتم قانون اساسى بدان تصريح شده است.
٤. نظارت مجتهدين و فقها (علماى طراز اول) در مجلس شوراى ملى براى تشخيص عدم مخالفت قوانين با موازين شرعى و قواعد اسلاميه كه اصل دوم متمم قانون اساسى مفسر آن است.
٥. منع اعطاى امتيازات و تشكيل كمپانى و عقد قراردادها بدون تصويب مجلس