فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩ - مبحث اول مفهوم دولت وعناصر آن
فصل دوم دولت و عناصر آن
مبحث اول: مفهوم دولت و عناصر آن
دولت، با ديدهاى مختلف، در حقوق اساسى و علم سياست و حقوق بين الملل بعنوان موضوع علم، مورد بحث قرار مىگيرد. حقوق اساسى، از آن جهت به بحث دولت مىپردازد كه در بحث عمده حقوق اساسى، يعنى حقوق و آزاديهاى آحاد ملت و اقتدارات حكومت و مباحث آن در زمينه وجود دولت، و در رابطه مستقيم با آن مطرح مىشود و در كليه مباحث حقوق اساسى، دولت بعنوان محور اصلى ديده مىشود. بويژه، وقتى در حقوق اساسى، از نهادهاى سياسى كشور بحث به ميان مىآيد دولت بعنوان پيچيدهترين و بغرنجترين و اساسىترين آنها مطرح مىشود و بحق، عنوان نهاد نهادها را پيدا مىكند.
دولت را مىتوان تجلى قدرت ناشى از تشكيل سياسى يك جامعه دانست و وجود آن را از طريق صفات و خصائص ويژه، از آن جمله حاكميت و اقتداراتى كه بوسيله نهادهاى مختلف اعمال مىكند، لمس و احساس كرد. بديهى است در اينجا منظور از دولت مفهوم شايع آن يعنى هيئت دولت مركب از نخست وزير و وزرا نيست و همچنين دولت به معنى قوه مجريه كه جزئى از تشكيلات حكومت بشمار مىرود نيست، چنانكه به معنى كل تشكيلات حكومتى كه شامل قوه مقننه و قضائيه و مجريه مىشود نيز نيست.