فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٥٨ - فصل دهم حقوق و آزادی های اساسی در اسلام و قانون اساسی
فصل دهم حقوق و آزاديهاى اساسى در اسلام و قانون اساسى
حقوق ملت: در قانون
اساسى
جمهورى اسلامى ايرانآنها كه جامعه را داراى آن چنان واحد ارگانيكى مىدانند كه بمثابه يك موجود زنده از طريق نيروى هدايت كننده حكومت و دولت، در جهت خير و صلاح هدايت مىشود، و افراد را چون سلولهائى كه در اختيار بدن است در خدمت به جامعه و دولت مىانگارند و نهادها و سازمانهاى سياسى را همچون دستگاههاى بدن موجود زنده، وسائلى براى حيات جامعه تلقى مىكنند سخت در اشتباهند.
زيرا بنابراين نوع بينش براى فرد استقلال و ابتكار و شخصيت و نقشى به جز خدمت به جامعه آن هم در درون يك موجود (ارگانيزم) باقى نمىماند. اگر در اين تشبيه دقت كنيم ياختههاى بدن براى ادامه حيات بدن زندگى مىكنند ولى بدن هيچگاه براى سلولها زندگى نمىكند.
در جامعه ارزشها و نقشها و خلاقيتهاى اجتماعى در وجود افراد بظهور مىرسد و رشد آن بنوبه خود از هدفهاى اصيل و قابل توجه زندگى انسان است. همان قدر كه فدا كردن جامعه و وحدت براى فرد و واحد به دور از عقل و منطق و در جهت تخريب ارزشهاست، فدا كردن فرد در برابر جامعه و واحد در برابر وحدت نيز غير منطقى و موجب پايمال شدن ارزشها و توقف رشد انسانى است.
قابل ترديد نيست كه پيچيدگى وحدت و مناسبات در جامعه انسانى به گونهاى