فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٠ - مبنای فقهی مراجعه به خبرگان
نمىدانيد. زراره مىگويد از امام صادق (ع) پرسيدم منظور از اين آيه كيانند؟ قال:
نحن. قلت: فأنتم المسئولون؟ قال: نعم. قلت: او نحن السائلون؟ قال: نعم. قلت:
فعلينا ان نسأل؟ قال: نعم [١] .
امام صادق (ع) در پاسخ زراره فرمود: مقصود آيه مائيم. زراره بار ديگر پرسيد:
پس شما هستيد كه مورد سؤال و پرسش قرار مىگيريد؟ فرمود: بلى. بار سوم سؤال كرد: آيا ما هستيم كه پرسشكنندهايم؟ فرمود: بلى. زراره براى بار چهارم پرسيد:
پس بر ما واجب است كه از شما سؤال كنيم؟ فرمود: بلى.
ولى اگر فرد مكلف بدون آنكه در كسب آگاهى و علم قصورى كرده باشد نتوانست اطلاع لازم را درباره مسئوليتهاى خود كسب نمايد چنين مكلفى معذور خواهد بود، زيرا مسئوليت خواهى از انسان كه جاهل به مسئوليت خويش است حكيمانه نيست و دور از عدالت است.
(وَ مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولاً) [٢] ما هرگز مردمى را كيفر نمىدهيم مگر آنكه قبلاً رسولى از جانب ما آنها را با مسئوليتها و عواقب ناشى از آن آگاه كرده باشد.
در حديث است كه: لان اللّه عدل لا يجوز يحتج على خلفه بما يعلمون [٣] .
يعنى: زيرا خداوند عادل است و ظلم نمىكند و او بر بندگانش به آنچه مىدانند احتجاج مىكند و از آنها مسئوليت مىطلبد.
براى عملى شدن اصل اشتراك عالم و جاهل در تكاليف و بيرون آمدن جاهل از عذر و عدم مسئوليتپذيرى و نهايتاً براى رسيدن به فلسفه نهائى احكام الهى اصل تفقه و انذار بعنوان يك وظيفه همگانى (واجب كفائى) در قرآن مطرح شده است به اين ترتيب كه:
بر هر گروهى لازم است كه عدهاى از آنها براى كسب معرفتهاى لازم و تحصيل علم هجرت كنند تا پس از بازگشت مردمشان را بر اساس آنچه تفقه نمودهاند هشدار دهند و از عواقب و مسئوليتهاى ناشى از علمى كه فرا مىگيرند، بترسانند. تا از طريق
[١] . وسائل الشيعة، ج ١٨ ص ٤٨، حديث ٢٧.
[٢] اسراء، آيه ١٥.
[٣] وسائل الشيعة، ج ١٨ ص ١٥١، حديث ٨١.