فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١ - سرآغاز از فقه سياسى تا تأسيس نظام سياسى اسلام
دين) تركيه توسط كمال آتاتورك، بعنوان جايگزين حكومت عثمانيها بود. و آتاتورك بر اساس اين طرح مىگفت: پيامبر ما به صحابه خود دستور داده بود كه ملتهاى جهان را به دين اسلام در آورند و فرمان نداده بود كه براى اين ملتها حكومت برقرار كنند [١] .
بيشتر دولتهائى كه در سرزمينهاى اسلامى به استقلال رسيدند و يا بر اثر تحولات سياسى، تغيير نظام دادند از اين فكر و نظر پيروى كردند. چنانكه نهضتهاى روشنفكرانه اسلامى و ناسيوناليستى در كشورهاى عربى جهان اسلام نيز از اين طرح مايه گرفت.
بر اساس اين نظريه كه كاربرد و بازتاب عملى گستردهاى در جهان اسلام يافت، اسلام دست مسلمانان را در انتخاب نظام سياسى بازگذاشته و آنها مىتوانند هر نوع كشوردارى و نظام حكومت را كه مىپسندند انتخاب كنند و در سايه آن ديندارى نمايند، زيرا قرآن گفته است كه: (فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ اَلْبَلاغُ)، اگر روى برتافتند، ترا نگهدارنده ايشان نفرستادهايم و بر تو جز رساندن حق وظيفهاى نيست.
در صورتى كه دقت در همين يك آيه - صرفنظر از دلائل ديگر - براى بطلان اين نظريه ويرانگر و جاده صاف كن استعمار پليد و غربگرائى اسلام كش، كافى است.
زيرا همين آيه نشان مىدهد كه پيامبر وظيفه ابلاغ طرحى را داشته است كه خداوند در صورت اعراض مردم، پيامبرش را دلدارى مىدهد كه ترا جز ابلاغ رسالت چيز ديگرى نيست، و مفاد اين آيه نكوهش مردم در سرپيچى از اين طرح است، نه مدح و آزاد بودنشان.
[٢] . افكار و عقايد محمد بن عبد الوهاب كه در دست امراى سعودى نجد بصورت يك نظريه سياسى در آمد و منطقهاى پهناور در جزيرة العرب (از عمان و نجران و يمن و عسير گرفته تا كرانههاى فرات و شام) را به زير فرمان آل سعود در آورد، و چون خطرى بزرگ براى قدرت عثمانيها بود، سلطان عثمانى توسط خديو مصر قدرت در حال تزايد آنها را در هم شكست و پس از چندى نهضت وهابيت بر اثر
[١] . همان، ص ٥٥.
[٢] شورى، آيه ٤٨.