فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٩ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
انتخابات مؤثر است و حقيقى بودن آراء را مورد ترديد قرار مىدهد ولى با اين همه ظاهر امر چنان است كه همه مخالفين مىتوانند نامزد شوند و آرائى بدست آورند و يا نامزدهايى را معرفى كنند و آراء مردم را به نفع آنان تحصيل كنند.
سوم: كشورهايى كه در آنها انتخابات به گونه خاصى انجام مىگيرد، به اين ترتيب كه در انتخابات عمومى، فقط يك نامزد رسمى وجود دارد و انتخاب كنندگان حق دارند در صورت تمايل، به او رأى بدهند. اين نوع انتخابات، گاه بصورت رأى آرى يا نه و زمانى به شكل رأى تنها انجام مىگيرد كه در صورت دوم مخالف مىتواند از دادن رأى خوددارى كند.
چهارم: كشورهايى كه از عنوان انتخابات فقط بصورت شكلى استفاده مىكنند و در حقيقت انتخابات، پوششى است بر مقاصد استبدادى و روى كار آوردن زمامداران از پيش تعيين شده، و در اين شيوه در حقيقت مراجعهاى به آراء عمومى انجام نمىگيرد و زمامدار، بر اساس معيار ديگرى بجز تكيه بر انتخابات عمومى تعيين مىشود.
٣. حكومتهاى حزبى
در قلمرو حكومت اگر مسائل به دو جريان روبنايى و زير بنايى، قابل تقسيم باشد بىشك احزاب سياسى، قسمت عمده جريانهاى زيربنايى را تشكيل مىدهند.
احزاب سياسى، در انتخابات عمومى و در تعيين زمامدار تأثير بسزايى دارند در همه رژيمها چه دموكراتيك و چه استبدادى، زيربناى سازمان و نهادهاى سياسى كشور محسوب مىشوند. رژيمهاى استبدادى و ديكتاتورى نيز متكى بر تك حزبى است و حزب حاكم نقش تعيينكننده را بر عهده دارد. از اين نظر حكومتها را مىتوان به سه شكل مشخص طبقهبندى كرد.
اول: رژيمهاى تك حزبى كه اساس و ايدئولوژى و سياست كلى و بافت دولت با ديدگاهها و خاستگاههاى حزب حاكم مشخص مىگردد. در اين رژيمها، حزب، ضمن فعاليت در جهت گسترش اصول و مبانى خود و جذب هر چه بيشتر نيروها، سعى بر آن دارد كه به جمعآورى وفادارترين افراد نسبت به مبانى سياسى خود