فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٢ - مبحث سوم مشكل دولتها از نظر حقوقى
غير توحيدى و الحادى و فاقد مشروعيت الهى است مانند رژيمهاى ماركسيستى كه با انتخابات عمومى آزاد از طرف مردم پذيرفته شده باشند.
سوم: رژيم مكتبى كه مشروعيت خود را از طريق انتخابات عمومى و متكى به آراء مردم به دست نياورده ولى نوع حاكميت آن مبتنى بر حاكميت الهى است و به عبارت ديگر داراى مشروعيت الهى بوده، فاقد مشروعيت مردمى است. مانند رژيم اسلامى كه بدون انتخاب مردم بقدرت رسيده باشد.
اين نوع رژيم از لحاظ نظرى قابل تصور است، ولى تحقق آن بصورت توحيدى قابل ترديد است زيرا شيوهاى كه چنين نظامى براى رسيدن به حاكميت انتخاب مىكند الزاماً مبتنى بر اجبار و اكراه مردم است و اين شيوه، نفى يكى از اصوليترين پايههاى نظام توحيدى است و آن اين است كه خداوند انسان را بر سرنوشت خود حاكم گردانيده است.
چهارم: رژيم مكتبى كه هم فاقد مشروعيت مردمى است و هم به دليل الحادى بودن، مشروعيت الهى نيز ندارد مانند رژيمهاى ماركسيستى كه بدون خواست و رأى مردم، مستبدانه بر ملتهاى حكمرانى مىكنند.
پنجم: رژيمهاى غير مكتبى كه بوسيله انتخابات عمومى، به حاكميت رسيده و از مشروعيت مردمى برخوردارند. ماهيت اين رژيمها الحادى است، زيرا در نظام توحيدى، اطاعت از غير خدا و پيروى از فرمانى بجز فرمان خدا شرك است و انسان حق واگذارى حاكميت تشريعى (قانونگذارى) را نسبت به احدى ندارد.
ششم: رژيمهاى غير مكتبى (الحادى) كه بشيوه استبدادى بر مردم حكومت مىكنند و فاقد مشروعيت الهى و مردمى هستند و اين نوع حكومت بدترين و ظالمانهترين حكومتهاست.
مبحث سوم: مشكل دولتها از نظر حقوقى
در تقسيمبندى دولتها از نظر حقوقى، ساخت داخلى دولتها و رابطه مركز حاكميت با دستگاههاى حكومت، محور قرار مىگيرد و دولتها از اين نظر كه قدرت آنها متعلق به يك يا چند مركز سياسى باشد معمولاً به دو دسته تقسيم مىشوند: