فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٥ - مبحث سوم مشكل دولتها از نظر حقوقى
اول: اتحاد دولتها
اين شكل، در مورد دولتهاى مركب، هنگامى بوجود مىآيد كه دو يا چند كشور مستقل ضمن حفظ قانون اساسى خود يك رئيس مشتركى را قبول مىكنند و به منظور تحقق بخشيدن به اين اتحاد، نهادهاى مشتركى بوجود مىآورند.
از سال ١٨١٥ تا سال ١٩٠٥ اتحاد دو كشور سوئد - نروژ، عملى گرديد و دو كشور اتريش و مجارستان نيز بين سالهاى ١٨٦٧ تا ١٩١٨ به ترتيب فوق به هم پيوستند.
دوم: كنفدراسيون دولتها
كنفدراسيون يا اتفاق دول، تركيب شكليافته دولتهاى مستقلى است كه بر اساس عهدنامهاى، بخشى از حاكميت دولتهاى عضو را به يك سازمان مشترك مركزى اعطا مىكند. در اين نوع تركيب، دولتهاى عضو، استقلال و حاكميت خود را از دست نمىدهند و وجود نهاد مشترك، ضرورى است و تصميمات در نهاد مشترك، توسط نمايندگان دولتهاى عضو، به اتفاق آراء گرفته مىشود و نهاد مشترك، در حكم قوه قضائيه مشترك در كنفدراسيونها ضرورت، پيدا مىكند.
كنفدراسيونها معمولاً ناپايدار بوده و در مواردى تبديل به دولت فدرال گرديدهاند. مانند كنفدراسيون ايالات امريكا كه در سال ١٧٨٧ به دولت فدرال تغيير شكل يافت و كنفدراسيون كانتونهاى سوئيس كه سرانجام در سال ١٨٢٨ تغيير شكل داد و بصورت دولت فدرال درآمد.
سوم: فدراليسم
فدراسيون از اتحاد چند واحد سياسى، بصورت يك دولت واحد تشكيل مىشود. در فدراسيون، واحدهاى سياسى كوچكتر داراى اختيارات و اقتدار محدودى هستند و غالباً امور خارجى خود را بر عهده دولت فدرال واگذار مىكنند.
قانون اساسى دولت فدرال، حدود اين اختيارات و اقتدارات داخلى واحدهاى