فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٦ - اهداف شوراها
فوق رهبرى نمايند و در اين موارد و مشابه آن تا آنجا كه قانون اجازه مىدهد تصميمات لازم را اتخاذ و موجبات اجرائى آن را فراهم سازند.
نمايندگان مردم در شوراها به دليل آشنائى با شرايط و مقتضيات محل بهتر از مأمورين دولت مركزى مىتوانند جريان امور را در منطقه خود هدايت كنند و با ايجاد شرايط مساعد و برطرف نمودن موانع تا رسيدن به نتيجه، برنامههاى دولتى را تعقيب و به ثمر برسانند.
ى. آگاهسازى مردم از امور
مشكلات جارى زندگى و عوامل مختلف ديگر معمولاً مردم را در بسيارى از امور به فراموشى و غفلت و ناآگاهى و مماطله مىكشاند و اين امر مهمترين مسأله سياسى براى ملتها (اعم از از آنها كه در بند و اسارتند و آنها كه آزاد و در حال مبارزهاند) بشمار مىآيد.
فراموشى و غفلت و ناآگاهى و سهل انگارى بويژه در مقاطع حساس و بحرانها مىتواند سرنوشتساز و موجب سقوط در كوران توطئهها و عواقب وخيم جبرانناپذير گردد.
همين عوامل ممكن است دستگاهها و سازمانهاى دولتى را به سوء استفاده از قدرت و امكانات موجود وادار نمايد و دولت را از مردم جدا سازد.
از جمله اهداف شوراها مىتوان آگاهسازى مردم نسبت به امور و بيدار كردن وجدان ملت در برابر جريانها و بحرانها به منظور جلب گسترده مردم به مشاركت و نظارت در امور منطقه خود را ذكر كرد.
ك. بالا بردن حجم توان دولت
دولت هر قدر مترقى و با كفايت و برخوردار از برنامههاى جامع و حركت آفرين و سازنده باشد ماهيت برخى از مسئوليتها چنان است كه همواره ظرفيت توان دولت براى انجام آن مسئوليتها كفاف نمىدهد و چنين وظائفى مانند بهداشت و درمان، تأمين اجتماعى، آموزش و پرورش و آموزش عالى على رغم همه تلاشهاى مثمر