فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٧١ - اصل امنيت
ماندن از مخاطرات و تعديات است.
اگر توجه كنيم به مخاطره انداختن و تهديد با مفهوم وسيعى كه دارد شامل رفع هر نوع زمينه و عوامل احتمالى است كه احياناً منجر به نقض و تعرض بالفعل حقوق مشروع افراد مىگردد، ناگزير بايد امنيت را اعم از جلوگيرى از نقض و تعرض بالفعل بدانيم و در تأمين امنيت، ايجاد شرايط لازم براى صيانت حقوق و برطرف نمودن زمينهها و عوامل تعرض احتمالى را نيز لازم و ضرورى بشماريم.
گاه امنيت به مفهوم حالتى كه افراد در شرايط خاص نسبت به حفظ و صيانت حقوق مشروع خود احساس مىكنند نيز اطلاق مىشود كه متلازم و مترادف با حالت آرامش و اطمينان در برابر اضطراب درونى است. معنى مقابل امنيت - در اين صورت - احساس وحشت و خوف و خطر است. بديهى است امنيت به مفهوم عام آن كه ابتدا گفته شد شامل اين معنى روانى نيز خواهد بود.
براى تحقق امنيت، وجود عوامل زير لازم است:
[١] . اجرا و تعميم عدالت و قانون بطور يكسان و نفى هرگونه تبعيض در جامعه.
٢. مبارزه مداوم با عوامل تجاوزگر و زمينههاى تعرض احتمالى و نيروهاى فشار و وحشت و مهار كردن عواملى كه زمينه تعرض دارند و پيشگيريهاى لازم براى خشكانيدن ريشههاى تعدى و تعرض.
٣. آشنائى عامه مردم با حقوق افراد و آگاهى لازم در جهت احترام به حقوق ديگران.
٤. ضمانت اجراى نيرومند معنوى (ايمان و اخلاق).
٥. ضمانت اجراى قانونى براى كيفر دادن متجاوزين به حقوق مردم.
قرآن امنيت را يكى از اهداف استقرار حاكميت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت مىشمارد: (وَعَدَ الله اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضىٰ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لاٰ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً)١.
و نيز احساس امنيت را از خصائص مؤمن معرفى مىكند:
[١] . نور، آيه ٥٥.