فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣٥ - ماهیت سیاسی نهاد خبرگان
نظام، يعنى نظارت و ولايت فقيه جامع الشرائط عنصر اراده و انتخاب آزاد مردم دخالت داده شده و شرايط رهبر را مكتب، ولى شخص آن را مردم انتخاب مىكنند.
اكنون با اين توضيح وقتى ما از خبرگان بعنوان يك نهاد اساسى در نظام جمهورى اسلامى ايران ياد مىكنيم نبايد چنان تلقى شود كه فرمول و تكنيك سه قوه به هم ريخته است.
زيرا نهاد خبرگان در نظام اسلامى در حقيقت برخاسته از رابطه ارگانيك مكتبى سه قوه اعمالكننده حاكميت مردم با نهاد رهبرى است كه تجلى حاكميت تشريعى خدا در يك جامعه توحيدى است.
اهميت و ارزش نهاد اساسى خبرگان در نظام توحيدى - مردمى از نقش تعيين كننده نهاد رهبرى ناشى مىگردد و به دليل دو بعدى بودن دستگاه رهبرى، خبرگان نيز بايد از هر دو خصيصه مكتبى و مردمى برخوردار باشد.
شرايط و صفات و خصائص كانديداهاى نمايندگى خبرگان مانند شرائط و صفات رهبر با الهام از ضوابط و معيارهاى مكتبى تعيين مىشود، ولى اشخاص آنها توسط مردم و از طريق انتخابات تعيين مىگردد.
نهاد خبرگان با اين دو خصيصه است كه مىتواند در مورد رهبرى - كه شرط اساسى مكتبى بودن نظام سياسى را تضمين مىكند - نظر دهد و نظر آن هم از مشروعيت مكتبى و هم از مشروعيت مردمى برخوردار گردد.
اساس خبرگان در نظام اسلامى مبتنى بر روايت يعقوب بن شعيب از امام صادق عليه السلام در زمينه شناسائى و تعيين جانشين مقام رهبرى و ولايت امر مسلمين است كه در هر زمان براى پيشگيرى از بروز فترت در نظام سياسى اسلام و ضمانت تداوم حكومت الهى بر اساس ولايت فقيه ضرورى است.
متن حديث چنين است: عن يعقوب بن شعيب قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام اذا حدث للامام حدث كيف يصنع الناس؟ قال: اين قول الله عز و جل: (فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ) قال: هم فى عذر ما داموا فى الطلب و هؤلاء الذين ينتظرونهم فى عذر