فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠١ - انگیزه های نظامی گری در سیاست
مقايسه اين دو پديده بعنوان پديده اول و علت نسبت به پديده دوم محسوب مىشود و به همين لحاظ مشكل محبوس ماندن در دور و تسلسل باطل نيز وجود نخواهد داشت. امكان جهان شمول كردن فرهنگ سياسى برد اين نظريه را تا سطح جهانى بالا مىبرد.
انگيزههاى نظامىگرى در سياست
فرايند رشد ميليتاريسم در دولت و سياست با اهداف و انگيزهها رابطه مستقيم دارد و شناخت اين اهداف و انگيزهها در تحليل پيدايش نظامىگرى (ميليتاريسم) و تعيين ميزان دخالت نظاميان در دولت و يا منع دخالت آنان در سياست نقشى تعيينكننده دارد.
اهداف و انگيزههاى زير را مىتوان عوامل مؤثر در كشيده شدن نيروهاى مسلح به عرصه سياست بشمار آورد:
١. تعويض كادر سياسى يا اجتماعى در خدمت منافع گروهى نظاميان.
٢. وظيفه استراتژيك نيروهاى مسلح در موارد جنگ يا تداركات جنگى كه منجر به تحميل نظرات نظاميان به دولت مىگردد.
٣. عكس العمل در برابر نارسائيهاى اقتصادى و رشد فقر و افزايش تنگناهاى اقتصادى.
٤. ضعف فرهنگ سياسى كه منجر به آشوبها و بحرانهاى داخلى يا خارجى مىشود.
٥. دخالت سياستهاى خارجى و نفوذ استراتژى قدرتهاى بزرگ و سلطه گر.
٦. بىثباتى نظام سياسى كه نيروهاى مسلح را براى ايجاد ثبات به ميدان سياست مىكشاند.
٧. بروز پديده نخبهگرائى و قهرمانگرى در نيروى مسلح.
٨. حرفهاى شدن نظاميها كه معمولاً در ردههاى بالاى نظامى با نوعى عقايد سياسى همراه است و اغلب موجب تنشهائى در سياست كلى كشور و برخورد با مقامات كشورى مىگردد.