فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥١ - کلیات
عَنْهُ مِثْق [١] [٦] [٤] [٨] ;الُ ذَرَّةٍ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي اَلْأَرْضِ) ١ .
خداوند حكيم، هم خالق جهان است و هم رب و پرورش دهنده و هدايتكننده موجودات جهان و اختيار جهان در دست قدرت اوست (فَسُبْحٰانَ اَلَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) [٢] و هم اوست كه زمام حركت و حيات هر جنبندهاى را در سراسر قلمروهاى هستى در اختيار دارد (مٰا مِنْ دَابَّةٍ إِلاّٰ هُوَ آخِذٌ بِنٰاصِيَتِهٰا) [٣] و مالك حقيقى جهان و حاكم مقتدر بر آن است (تَبٰارَكَ اَلَّذِي بِيَدِهِ اَلْمُلْكُ وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)٤. و هر لحظه كه غايت و مشيت الهى از جهان گرفته شود نيست و نابود خواهد شد.
اين نوع ولايت و حاكميت مطلقه خدا بر جهان آفرينش تكوينى است (إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) [٥] ولايت خدا بر حيات و مرگ و قضا و قدر تكوينى نسبت به انسان از همين مقوله است ولى در مورد اعمال انسان خداوند بجاى اعمال حاكميت و ولايت قهر و جبرى چون سنتش بر آزادى و اختيار او قرار گرفته نوع ديگرى از حاكميت را جايگزين نموده است كه از آن به ولايت و حاكميت تشريعى تعبير مىشود و به موجب آن اطاعت غير خدا شرك (من اطاع جباراً فقد عبده)، و كفر به ولايت طاغوت لازمه ايمان است (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِالله فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ)٦.
خداوند از طريق فرستادن پيامبران و وحى، چگونه بودن و چگونه زندگى كردن را به انسان آموخته و او را با يك سلسله قوانين و مقررات و موازين مشخص در مسير تكامليش هدايت كرده است و انسان را در برابر اين احكام آسمانى مسئول شمرده و از پيمودن راه غير خدا و اطاعت از دستورى بجز دستور خدا منع نموده است (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِسْتَجِيبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاكُمْ لِمٰا يُحْيِيكُمْ) [٧] .
خداوند با فرمان (أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ)٨ حاكميت تشريعى خود را از سه راه اعمال نموده است و به تعبير ديگر به انسان اجازه داده
[١] . سبا، آيه ٣.
[٢] يس، آيه ٨٣.
[٣] هود، آيه ٥٦.
[٤] ملك، آيه ١.
[٥] يس، آيه ٨٢.
[٦] بقره، آيه ٢٥٦.
[٧] انفال، آيه ٢٤.
[٨] نساء، آيه ٥٩.