فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٤ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
ابتكاركش و غير طبيعى كمونيزم، با حفظ بخش عمده اقتصاد ماركسيستى بر اساس نوعى تجديد نظر در نظام كمونيستى بوجود آمدند.
به اين ترتيب كه وسائل توليد و مؤسسات تجارى و كارخانجات و مراكز توليد عمده و تجارت خارجى، در انحصار دولت قرار مىگيرد و سرمايههاى بزرگ لغو مىگردد و فعاليتهاى خرد براى افراد آزاد گذاشته مىشود و مرحلهاى از مالكيت خصوصى برسميت شناخته مىشود. در نظام سوسياليستى اجرت كارگران به منظور تشويق بيشتر آنها از امتيازاتى برخوردار است و با بروز بخش خصوصى در عرصه اقتصاد، كنترل نامحدود دولت در مورد توليد و توزيع و مصرف به گونهاى و لو ناچيز محدود مىگردد.
٦. تحقق حاكميت دولتها
از آنجا كه ملاك تقسيم حكومتها، اصل حاكميت و شيوههاى اعمال حاكميت دولتهاست، مىتوان رژيمهاى سياسى را بر اساس تحقق اين خصيصه كلى (حاكميت) و يا نفى آن بر چند دسته طبقهبندى كرد:
اول: نظام اتاتيسم كه بر حاكميت مطلق دولت استوار است و در زمينههاى مختلف سياسى، اجتماعى، نظامى، اقتصادى، حقوقى و فرهنگى بر تأمين نفوذ هر چه بيشتر و دخالت كامل از جانب دولت متكى است.
دوم: نظام اليگارشى كه در آن هيئت حاكمه، مركب از چند نفر است (چند نفر محدود) و كليه اقتدارات سياسى در دست آن عده معدود متمركز است.
سوم: فاشيسم كه رژيمى ضد پارلمانى است و مبتنى بر نوعى حاكميت با دشمنى آشكار با دموكراسى و ليبراليزم و سوسياليزم است.
چهارم: آنارشيسم كه قدرت سياسى را به هر شكلى كه باشد نامطلوب مىداند و تشكيلات سياسى را بدون استثناء عامل عمده بروز ظلم و فساد در جامعه مىشمارد. در نظام آنارشيستى، مردم با تشكيل دستجات، خود زمام امور كشور را بر عهده مىگيرند و بدون آنكه نيازى به حكومت و قدرت سياسى باشد كارخانجات و مزارع و فروشگاهها را بنحو آزاد و با هماهنگى اداره مىكنند.