فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٠ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
بيشتر كشورهاى غربى.
سوم: رژيمهاى مذهبى كه بر اساس ايدئولوژى مذهب اداره مىشوند. معمولاً براى اين نوع رژيمها حكومت واتيكان را مثال مىآورند.
چهارم: رژيمهايى كه در قانون اساسى، دين خاصى را بعنوان آئين رسمى معرفى مىكنند مانند كشورهاى اسلامى كه دين رسمى آنها اسلام است ولى معمولاً مذهبى بودن اين رژيمها از شعار و تظاهر و تشريفات تجاوز نمىكند و رابطه اين رژيمها با اسلام جز بصورت شكلى نيست.
١٠. تقسيمبندى بر اساس تعهد مكتبى و مشروعيت
كليه تقسيماتى كه براى طبقهبندى حكومتها آورديم بجز اشكالاتى كه بر هر كدام بطور خصوصى وارد بود، داراى ايرادها و نقطه ضعفهاى مشتركى هم هستند كه از آن جمله مىتوان به نكات زير اشاره كرد:
١. تقسيمات، پيش از آن كه ماهوى و از نظر محتوا و نوع حاكميت باشد شكلى و ظاهرى است.
٢. تقسيمبندى، صورت منطقى و حقيقى ندارد (بين نفى و اثبات) و طبقهبنديهاى استقرايى هم، ناقص و قابل نقض است.
٣. اختلاف اقسام در تقسيمبنديها دقيقاً مشخص نشده و بسيارى قابل ادغام و تداخل است.
٤. رژيمهايى كه در يك قسم گنجانيده شدهاند فاصلهها و اختلافات عمقى در ميان آنها وجود دارد كه گاه جهت تشابه آنها ضعيفتر از عناصر اختلافى فى مابين است و در حقيقت بعضى از رژيمها كه با هم اختلاف اساسى و ماهوى دارند در يك مقوله گنجانيده شدهاند.
٥. برخى از رژيمهاى سياسى در هيچكدام از اين طبقهبنديها قرار نمىگيرند و اين خود نشانه ديگرى بر كم ارزشى تقسيمات گذشته است. مثلاً نظام جمهورى اسلامى را بايد از كدام قسم به شمار آوريم؟
٦. ملاك و محور تقسيمبنديهاى گذشته به گونهاى است كه مىتوان به همان