فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٤٣ - مبنای فقهی مراجعه به خبرگان
ذكر دو واژه مرجعيت تقليد و رهبرى در اصل يكصد و هفتم قانون اساسى مصوب [٥] ٨ به تنهائى نمىتواند دليل آن باشد كه در نظر قانونگذار (مجلس بررسى نهائى قانون اساسى) آن دو داراى مفهوم متفاوت و قابل تفكيكى در عمل هستند.
مبناى فقهى مراجعه به خبرگان
مراجعه به خبرگان در مورد مسئوليتهاى قانونى آن كه مربوط به انتخاب جانشين رهبرى و تشخيص شرايط آن است مىتواند از نظر فقهى مبتنى بر يكى از شيوههاى زير باشد:
[١] . شهادت خبره
مسئوليت خبرگان در شناخت رهبر و معرفى آن به مردم را مىتوان از باب شهادت، مورد بررسى قرار داد كه به دليل خبره بودن نسبت به اين مسأله حياتى و مورد اختلاف و يا جهل جامعه بايد فرد واجد شرايط رهبرى را شناخته و به مردم معرفى نمايند و تخلف از اين مسئوليت كتمان شهادت١ و كتمان حق [٢] و تلبيس حق به باطل [٣] و كتمان آيات الله و كتمان هدايت [٤] و نيز كتمان فضل الهى٥ محسوب خواهد شد كه در قرآن سخت مورد نكوهش و نهى قرار گرفته است.
[١] (لَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ) (بقره، آيه ٢٨٣). شهادت را كتمان نكنيد كسى كه كتمان شهادت كند بىشك دل گنهكارى دارد.
[٢] (وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (بقره، آيه ٤٢). حق را با باطل مشتبه نكنيد كه كتمان حق نمائيد درحالىكه شما به حق آگاهى و علم داريد.
[٣] (وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (بقره، آيه ٤٢). حق را با باطل مشتبه نكنيد كه كتمان حق نمائيد درحالىكه شما به حق آگاهى و علم داريد.
[٤] (إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ) (بقره، آيه ١٥٩). كسانى كه بينات و هدايت فرستادهشده ما را پس از آنكه به مردم تبيين نموديم كتمان مىكنند مورد لعنت خدايند.
[٥] (اَلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ اَلنّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ مٰا آتٰاهُمُ الله مِنْ فَضْلِهِ) (نساء آيه ٣٧). كسانى كه بخل مىورزند و مردم را به بخل فرا مىخوانند و فضلى كه از خدا گرفتهاند كتمان مىكنند...