فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣٦ - استقلال نهاد خبرگان
حتى يرجع اليهم اصحابهم [١] .
يعقوب بن شعيب مىگويد به امام صادق (ع) گفتم هنگامى كه براى امام حادثهاى رخ مىدهد و او از دنيا رحلت مىكند مردم چه وظيفهاى دارند؟ حضرت فرمود كجاست گفته خدا كه فرمود: آيا از هر گروهى جمعى نمىروند تا در دين فقاهت و آگاهى كسب كنند و مردم خود را پس از بازگشت هشدار دهند تا آنها از راه ضلالت بر حذر گردند. آنگاه فرمود اينان تا هنگامى كه در جستجوى شناخت امامند در عذرند، و مردمى كه در انتظار كسب معرفت از آنهايند نيز تا برگشت آنان معذورند.
در حديث ديگر از محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام آمده:
قلت أ فيسع الناس اذا مات العالم الا يعرفوا الذي بعده؟ فقال لا ما اهل هذا البلدة فلا (يعنى المدينة) و اما غيرها من البلدان بقدر مسيرهم [٢] .
يعنى به امام صادق (ع) گفتم هنگامى كه عالم (امام) از دنيا مىرود مردم مىتوانند در شناخت جانشين او آزاد باشند و به دنبال اين معرفت نروند؟ فرمود: اما مردم همان شهرى كه امام در آنجا از دنيا رفته است نه، ولى مردم شهرهاى ديگر به مقدار زمانى كه براى آمدن به آن شهر (امام) و تحقيق لازم دارند معذورند.
در حديث دوم كه تعبير به عالم شده مبنى بر شيوه خاص تقيهاى است كه اصحاب ائمه عليهم السلام اين شيوه را در مورد اسم امام بكار مىبردند، مانند عبد صالح، رجل و نظائر آن كه به جهت استتار مورد استفاده قرار مىگرفت و در عين حال اشارهاى بود به ملاك رجوع به امام و علت لزوم تبعيت از امام كه عبارت بود از همان جنبه علم و آگاهى امام نسبت به احكام الهى و وظائفى كه مردم بر اساس وحى و دستورات پيامبر اسلام داشتند.
استقلال نهاد خبرگان
مترقى ترين و مقبول ترين نظريه در تركيب و رابطه نهادهاى اساسى يك رژيم
[١] . اصول كافى (باب ما يحب على الناس عند مضى الامام)، ج ١ ص ٣٠٩، چاپ اسلاميه.
[٢] همان، ص ٣١١.