فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٦ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
از شصت وزارتخانه در انگليس وجود دارد. به دليل نظام دو حزبى، كابينه از قدرت و ثبات بيشترى برخوردار است. پارلمان وظيفه نظارت و هدايت را بر عهده دارد و وظايف عمده پارلمان بيشتر بر عهده مجلس عوام است كه اعضاى آن با انتخابات عمومى تعيين مىشوند و مجلس لردها كه اعضاى آن از طرف شاه تعيين مىگردد، مانند خود دستگاه سلطنتى نقش ظاهرى دارد. در مقايسه دو قدرت كابينه و پارلمان تعادل كاملى بين قوه مجريه و قوه مقننه وجود دارد.
به اين ترتيب كه اگر كابينه در اقليت قرار گيرد يا به آن تهديد شود بجاى استعفا مىتواند انحلال مجلس عوام را اعلام كند. اگر مردم در جريان انتخابات، اكثريت قابل توجهى از مخالفين كابينه را به مجلس فرستادند كابينه ناچار كنار مىرود و اگر نتيجه انتخابات وضع احزاب را به سود كابينه تثبيت كند كابينه سر كار مىماند و مجلس ناگزير به حكومت مردم تن در مىدهد. در انگلستان در كنار سه دستگاه نامبرده، دستگاه قضائى مستقلى قرار دارد كه ضامن اجراى قوانين و تأمين آزاديهاى مردم است و در برابر تجاوزات افراد و نيز در مقابل تعديات قواى عمومى، از قوانين، حمايت مىكند.
دوم: حكومتهاى نوع امريكايى كه يك نوع تركيب دموكراسى و قدرت فردى است و يك شخص به تنهايى بشرط آنكه آزادانه از طرف افراد ملت انتخاب شده باشد، مىتواند خود را كاملاً نماينده مردم بخواند و در اين مقام قدرت عمومى را اعمال كند.
در ايالات متحده امريكا كه قديمترين قانون اساسى رسمى را داراست (١٧٨٧ م) رئيس جمهور براى مدت چهار سال بعنوان رئيس كشور از طرف مردم انتخاب مىشود و رياست قوه مجريه و رياست دولت را بر عهده دارد و وزيران بمنزله معاونين رئيس جمهور و فاقد اقتدارات حكومتى هستند.
در برابر رئيس جمهور، كنگره قرار دارد كه از دو مجلس تشكيل شده است (مجلس سنا و مجلس نمايندگان). كنگره مىتواند رئيس جمهور را عزل كند و متقابلاً رئيس جمهور هم حق انحلال كنگره را دارد. ميان اين دو قوه از لحاظ نظرى انفصال كامل وجود دارد.