فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٢ - مبحث سوم نهاد شوراها، ستون فقرات نظام سياسى اسلام
مبحث سوم: نهاد شوراها، ستون فقرات نظام سياسى اسلام
طرح مسأله
شورا از ريشهدارترين اصول عرفى و مقررات سنتى و از بارزترين شيوههاى عقلائى در زندگى جمعى است. قديمترين شيوههاى مديريت در زندگى اجتماعى انسانها نمودهائى از نظام شورائى را به همراه دارد، حتى مستبدترين حكومتها سعى بر آن داشتهاند كه با استفاده از شورا از يكسو مردم را قانع و وادار به سكوت نمايند و از سوى ديگر از حجم اشتباهات مبتنى بر خودكامگيها و خودمحوريها بكاهند.
اصل شور و تبادل نظر با صاحبان فكر و تجربه در تاريخ بشر قلمروى وسيعتر از زندگى جمعى داشته است. انسانها همواره در حل مشكلات و رهيابى به نظرات صائب و رهائى از بنبستها در حيطه زندگى فردى و خصوصى نيز به اين اصل متوسل مىشدهاند.
عمدهترين نقطه عطفها و تحولات اساسى در تاريخ زندگى انسانها وقتى رخ داده است كه انسان از پوسته خود محورى و تكروى و خودكامگى بيرون آمده و از جمع و فكر جمعى، حركت را آغاز نموده است.
با توجه به شيوه اسلام در امضاى سنتهاى مثبت و سازنده اقوام و ملل و تأكيد بر حفظ مقررات و ضوابط عرفى مفيد و خلاق كه در احكام امضائى اسلام بوضوح ديده مىشود جاى تعجب نيست كه اين آئين فطرى در مورد اصل شورا نيز شيوه عقلا و آئين عرف را پذيرفته و بر آن صحه نهاده است.
و نيز ماهيت حكومت اسلامى كه وابسته به گروه و طبقه خاصى نيست و امانتى الهى و مردمى در دست صالحان و متقيان است هرگز با استبداد و خودكامگى سازگار نيست و از اينرو خود زمينه مشاركت همه قشرهاى مردمى را در تمام مراحل تصميمگيريهاى سياسى و سرنوشتساز فراهم مىآورد و از آنجا كه هدف نظام سياسى اسلام كه رشد دادن انسان در حركت تكاملى و رسيدن به قسط و عدل در تمامى ابعاد زندگى است جز از طريق مشاركت فعال و گسترده تمامى عناصر اجتماع